انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٣٥ - مجلس ٨٢ سه حقيقت از حقائق ايمان
عبدالله بن عبّاس سيزده ساله بود که پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنيا رفت. اين مرد چقدر در راه علم زحمت کشيد. چه شد که "حبر هذه الامة" شد؟ اين القاب را براي چه به ابن عبّاس دادند؟ از بس که به دنبال علم فقه ميرفت. ابن عبّاس علاقه عجيبي به پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم داشت. روزي ايشان براي سر زدن به خاله اش که همسر پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بود به خانه پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت. بعد از سلام و احوال پرسي، ايشان از خاله اش پرسيد: خاله جان، به من بگو که آيا پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم وضو گرفته يا نه؟ خاله اش گفت: نه، چطور؟ بلند شد و رفت آب آورد و آماده کرد و صبر کرد تا پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد. وقتي که ايشان به خانه آمد و خواست وضو بگيرد، ابن عبّاس صدا زد: آقا جان، من اين آب را براي وضوي شما آماده کرده ام. پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ابن عبّاس، تو اينقدر معطّل شدي تا من بيايم و اين آب وضو را به من بدهي؟ گفت: بله، من خواستم که خودم اين آب وضو را به دست مبارکتان بدهم. من بايد افتخار کنم که آب وضوي شما را به دست مبارک شما دادم. روايت دارد يکي از جاهايي که پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم دعاي خاص کرد، در اينجا بود. پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم تا آب را از دست ابن عبّاس گرفت، دستان مبارکشان را به طرف آسمان را بلند کرد و فرمود: "اللَّهُمَّ فَقِّهْهُ فِي الدِّينِ وَ عَلِّمْهُ التَّأْوِيل"١ خدايا او را در دين و فقه قوي کن و در تأويل آيات او را ملّا کن، و همينطور هم شد.
در جايي ديگر، حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ابن عبّاس، ميخواهم چيزي به تو ياد بدهم که اگر از آن مواظبت کني و اين کلمات را ياد بگيري آنچه از خير شدنيا و آخرت بخواهي در آن هست و ديگر خيالت جمع ميشود. ابن عبّاس گفت: يا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آن کلمات چيست؟ فرمود: "اِحْفَظِ اللَّهَ يَحْفَظْكَ وَ احْفَظِ اللَّهَ تَجِدْهُ
١ . الخرائج و الجرائح، ج١، ص٥٧