انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٨ - مجلس ٦٠ ويژگى برادران اميرالمؤمنين(ع)
پيغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم تعبير "زکي" را پشت سر طهارت گذاشته است يعني دوستان تو آن کساني هستند که هم پاکيزه هستند و هم تزکيه شده هستند يعني واقعاً قلبشان معنويّت دارد، نورانيّت دارد نه اينکه تنها پاک شوند و بعد آن را رها کنند، خير اينطور نيست.
"مُجْتَهِدٍ" هميشه در حال تلاش هستند. اينطور نيست که ما تا مسلمان شديم مسأله تمام شود، خير بايد هميشه در رشد و تکامل باشيم. هر چه آيات الهيّه را ميبينيم و ميخوانيم بايد به تزکيه نفس ما اضافه شود. شيطان ما را رها نمي کند و شب و روز در حال گول زدن است و گفته که من همه انسان ها را اغوا ميکنم. شيطان هميشه در کمين است. ما هم بايد در مقام جواب او باشيم. نگذاريم محبّت دنيا را به دل ما بگذارد. مبادا شيطان باعث شود اين زرق و برق دنيا چشم ما اهل علم را بگيرد. ماشين آنچناني را ببيند و به دلش بيافتد که من هم بايد چنين ماشيني داشته باشم، خير اشتباه ميکنيد، اگر محبّت دنيا در دلتان وارد شود آن علمي که بخواهد توأم با محبّت و زينت دنيا باشد به جايي نمي رسد.
آقايان و برادران عزيز، عمده اين است که انسان تزکيه شود، معنويّت پيدا کند و محبّت دنيا او را عوض نکند. خيلي حرف است که انسان به دنيا برسد امّا خودش را گم نکند. "گر به عزّت برسي مست نگردي، مردي".
ممکن است انسان تا به جايي نرسيده است بگويد:"الحمدلله رب العالمين" من تزکيه شدم امّا با رسيدن به مقام، اگر خودت را گم نکردي هنر است. با امتحان معلوم ميشود که چگونه هستي امّا بودند افرادي در همين لباس مقدّس روحانيّت که آن قدر مردمان پاک و متديّني بودند که مصداق کامل اين حديث شريف هستند.
مرحوم آيت الله دستغيب رحمه الله نقل ميکند: من دوستي داشتم به نام جناب آقاي حاج مهدي خلوصي که بيست سال بود با ايشان رفيق بودم. ايشان اين قضيّه را براي من نقل کرد که: در زمان قديم، مرحوم حاج محمّد حسن يزدي رحمه الله که