انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٣١ - مجلس ١١١ جهل، بدترين نوع فقر
روحانيّون را دارند. به هر لطايف الحِيَلي که باشد خودشان را نزديک کرده و ابراز دوستي ميکنند تا اينکه بتوانند برنامه اي درست کنند و گرفتارمان کنند.
اين موارد، در جامعه زياد پيش ميآيد امّا انسان بايد در اين مواقع حسن تدبير داشته باشد. با تدبيرِ درست است که ميتواند زندگي خودش را ادامه دهد؛ البتّه در بعضي موارد هم هست که ديگر کاري از دست انسان برنمي آيد و تدبير انسان، کاري از پيش نمي برد. ﴿وَ مَا كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ اِلّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتاباً مُؤَجَّلاً﴾١ تا زماني که آن کتاب، مؤجّل نيست چه بسا برنامه ها با تدبير پيش ميرود.
صاحب کتاب "مجالس المؤمنين" مرحوم آقاي قاضي نور الله شوشتري رحمه الله بسيار شخصيّت والا، عالم و فاضلي بود که چندين جلد کتاب "احقاق الحق" را نيز نوشت و براي آن بسيار زحمت کشيد، کتابي که حقّانيّت مولا اميرالمؤمنين علیهالسلام را اثبات کرد. محل زندگي ايشان در اکبرآباد هند بود. در آن زمان، اکبر شاه پادشاه آنجا بود و تا زماني که اکبرشاه زنده بود خيلي مراقب ايشان بودند.
مرحوم آيت الله شوشتري رحمه الله تمام مسائل و فتاواي مذاهب اربعه را ميدانست و شيعه بودن خود را در ميان مردم مخفي کرده بود چون اطراف ايشان، افراد متعصّب زياد بود. بعد از مدّتي اکبر شاه از ايشان خواست که منسب قاضي القضات را بر عهده بگيرد. آقا هم گفت: من حرفي ندارم فقط يک شرط دارد. اکبر شاه گفت: هر چه شما بگوييد ما اطاعت ميکنيم؛ چه شرطي؟ گفت: به شرطي که من در رأي دادن و نظر دادن آزاد باشم و به اجتهاد خودم رأي بدهم و الّا نمي پذيرم. اکبرشاه گفت: قبول، امّا مشروط بر اينکه رأي شما مطابق با اين چهار مذهب باشد و از اين چهار مذهب بيرون نرود. آقا گفت: چشم، من طوري تطبيق ميدهم که با مذاهب اربعه اختلاف نداشته باشد.
١ . سوره مبارکه آل عمران، آيه ١٤٥ (هيچ كس، جز به فرمان خدا نمىميرد که سرنوشتى تعيين شده است)