انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٢١ - مجلس ٨٠ شرائط بناء خانه اى در بهشت و بهترين مردم بودن
حجّت نمي تواند بماند. در حقيقت وجودشان وجودي است که از منبع فيّاض الهي افاضه شده است.
آقاجان، نگذار دوستانتان اذيّت بشوند. کدام دشمن ميتواند با توجّه به وجود امام زمان عجل الله طمعي کند. وقتي که ما قدر نعمت خدا را ندانستيم، خدا ميگويد حالا که بنا است قدر نعمت را ندانيد، پس شما را گوشمالي ميدهم؛ ولي اگر ما قدر نعمت خدا را بدانيم و نعمتهاي خدا را قدرداني کنيم به خدا قسم دست ولايت نمي گذارد کسي به ما ظلم کند.
يکي از بزرگان در قضيّه جنگ جهاني دوّم، خيلي مضطرب بود. وقتي جنگ شد، انسان هاي زيادي از بين رفتند. اين آقا به مسجد سهله ميرفت و ناله ميکرد: يابن الحسن عجل الله ، آقا جان، ايران ما يک عدّه شيعه دارد و دارند از بين ميروند. در يکي از اين شبهاي چهارشنبه که ميرفت و گريه ميکرد، در راه آقاي بزرگواري را ديد و آقا اسم او را صدا زد. گفت: بله. گفت: چرا اينقدر اضطراب داري و مسجد سهله ميآيي و ناله ميکني؟ عرض کرد: آقا، چه کار کنم؛ چون ايران مرکز تشيّع است. الان دنيا در حال جنگ است. اگر اين شيعيان از بين بروند، ما چه خاکي به سرمان کنيم؟ ما کسي را نداريم. يک مرتبه آقا فرمود: تو خيال کردي ايران بي صاحب است. من صاحب ايران هستم. تا مادامي که مملکت صاحب دارد، چه کسي جرأت دارد به آن کج نگاه کند.
اي قربانت بشوم، يابن الحسن عجل الله ، ما به صاحب گري قبولت داريم. به حقّ مادرت زهرا علیهاالسلام قبولت داريم ولي به اعمال بد ما طلبه ها نگاه نکن. ممکن است وظيفه را انجام نداده باشيم و خدمتگذارت نباشيم و قدر تو را ندانيم ولي شخصيّت و آقايي شما ايجاب ميکند با آقايي خودت با ما رفتار کني. آقا جان، نگاه به اين عقل بچگانه ما نکنيد. ما هنوز به عقل نرسيده ايم. اگر به عقل رسيده بوديم، بايد بيشتر از اينها حواسمان را به امام زمان عجل الله جمع ميکرديم.