فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٤ - سركوب شورشيان بر امام (ع)
خوبى نمايان مى باشد زبرا دقيقاً معلوم نيست منظور از «امام عادل» در مستحب بغات چيست؟ آيا
امام عادل کنایه از امام معصوم (ع) میباشد و یا شامل امامت نواب عام آنان نیز میګردد؟
لكن با توجه به قرينه سخن اول در مشروعيت اصل جهاد (ابتدايی) كه شرط امام عادل را با نايب
خاص در زمان حضور توأم ذكر نمود مى توان با وحدت سياق «امام عادل» در مبحث بغات را به
همان معنى گذشته حل كرد وبا اين توجيه ابهام ديكرى بهوجود مى آيد كه در كتب شيخ طوسى
ناكفته مائده است وآن، وضعيت حكومت فقها در عصر غيبت مى باشد كه در صورت مشروعيت آن
حكم شورشى بر عليه چنين حكومتى چكونه خواهد بود؟
اين ابهام هنكامى روشن تر مى شود كه ما جملة آغازين كتاب القضاء را در النهایه مورد مطالعه قرار دهيم:
شيخ طوسى در اين فراز از النهایه مى نويسد: «ما در كتاب جهاد روشن نموديم كه چه كسى مى تواند مسؤوليت قضاوت وصدور آراء قضايى را بر
عهده بكيرد»!
درحالى كه در كتاب جهاد ثنها مطلبى كه درباره صلاحيت آمده مربوط به تصدى فرماندهى جهاد مى باشد كه بنابر كفته شيخ در النهایه اختصاص به امام معصوم (ع) و نایب خاص او در زمان حضور دارد.
اگر مقصود شيخ طوسى از جمله «قد بيننا فى كتاب الجهاد» تفهيم مشابهت حكم جهاد و حكم قضاوت باشد، مشكل ديكرى بهوجود مى آيد كه هركز قابل حل نيست و آن اين است كه فقهاى شيعه عموماً مسؤوليت قضاوت را از امور حسبيه واز موارد قدر متيقن ولايت فقها در عصر غيبت دائستهاند واصولاً قضاوت مورد خاص روايات ولايت فقيه، مائند: مقبوله عمرين حنظله مى باشد وشيخ طوسى نيز در كتابهاى خود در صلاحيت تصدى قضاوت، فقاهت، عدالت و اهل حق (شيعه) بودن را كافى دائسته است ومشروعيت قضاوت فقهاى جامع الشرايط در عصر غيبت از نظر احاديث وفتاواى فقها
(١). همان، ص ٣٣٧