فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٤ - دوره دوم ضابطهمند شدن فقه سياسى در چارچوب فقه اجتهادى
شخصيتهايى چون فيض كاشانى به روال محقق كركى با نظارت و شيوههاى مشخصى به دولت صفويه مشروعيت مىبخشيدند، و چنين عملى از فيض كاشانى ظاهر نگرديده است و اگر صفويه، قالب مناسبى براى تحقق عينى نظريه وى نيست! پس تداوم امامت و عدم تعطيل نبوت و اساس دين در زمان اين فقيه بزرگ چگونه بوده است؟
در هر حال فيض كاشانى شفافترين نظريه دولت و روشنترين فلسفه سياسى دين را در عصر غيبت بهصورت علمى و نظرى بيان نموده است لكن آيا عدم اجراى صحيح آن حداقل در زمان خود او نمىتوان خدشهاى بر كليت نظريه سياسى و فلسفى سياسى او محسوب گردد؟
اصولاً مسؤوليت اجراى طرح سياسى ناشى از فلسفه سياسى وى بر عهده چه كساين جز فقها مىباشد؟ و كاربردى اين نظريه را كى، كجا و چگونه بايد ارزيابى نمود و الگوى آن كدام است؟ پاسخ به اين سؤالات را در آثار فيض كاشانى به آسانى نمىتوان يافت.