فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٣ - دوره دوم ضابطهمند شدن فقه سياسى در چارچوب فقه اجتهادى
ضرب، جرح و قتل ارائه نمىدهد.
ديدگاه فيض كاشانى در تبيين اين فلسفه سياسى به آنجا منتهى مىگردد كه مىنويسد:
«تحقق بخشيدن به همه اهداف انبيا و انجام محورهاى اساسى دين كه همان ضرورتهاى اجتماعى زندگى بشر مىباشد در زمان غيبت بر عهده فقهاى امين گذارده شده كه بنابر حق نيابتى كه از امام (ع) دارند مىتوانند دين را با تمام بخشها و محورهاى اساسىاش برپا بدارند. وى در اين نظريه، خود را با شيخ مفيد، شيخ طوسى، علامه حلى و جمعى ديگر از فقها، موافق شمرده، و ادله ولايت را مطلق و اعمال آن را واجب و غيرمشروط به حضور امام (ع) دانسته است.» [١]
فلسفه سياسى دين
فيض كاشانى در فلسفه سياسى دين به تداوم و تلازم امامت در رابطه با نبوت كه يكى از اصول اعتقادى شيعه مىباشد اشاره دارد، لكن با تعميم امامت نيابى فقها در عصر غيبت، انقطاع امامت پس از ظهور غيبت كه نقضى بر تداول و تلازم نبوت و امامت محسوب مىشود را رد مىكند و در دوران غيبت خورشيد امامت معصومان (ع) با طلوع ماه ولايت و امامت فقيهان و اصل متلازم نبوت و امامت را در سنت الهى، پيوسته و مستدام مىشمارد چنانكه با غيبت نبوت روح و فلسفه آن در قالب امامت حفظ مىگردد.
گرچه در منابع موجود و قابل دسترسى، گزارشهاى روشنى از زندگى سياسى اين فقيه به چشم نمىخورد. ولى او كه از مشايخ علامه مجلسى به شمار آمده، بىشك در اوج اقتدار صفويه داراى منزلت علمى و اجتماعى بسيار بوده است و از بعضى از اجدادوى نيز بهعنوان «صدر» ياد شده است و به همين دليل بدرستى روشن نيست كه او در عصر خود، كاربرد فلسفه سياسى دين را در قالب حكومت فقيهان چگونه ارزيابى مىنموده و راه اجراى آن را در كدام روش قابل قبول مىدانسته است؟ اگر حكومت صفويه را چارچوب مقبول و معقولى بر اين نظريه سياسى بدانيم مىبايست
[١] . همان، (وفاقاً للشيخين و العلامه و جماعه لانهم مأذونون من قبلهم (ع) فى امثالها كالقضاء و الافتاء و غيرهما و لاطلاق ادله وجوبها و عدم دليل على توقفه على حضور الامام).