فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٢ - بخش هفتم حقوق عمومى و آزاديهاى سياسى
بخش هفتم: حقوق عمومى و آزاديهاى سياسى
برجستهترين كار تئوريكى در كتاب تنبيهالامه احياى حقوق عمومى و آزاديهاى سياسى در قالب يك بحث فقهى سنتى است.
شايد در طول تاريخ فقه شيعه اين اولين بار بود كه يك فقيه صاحب مبنا با استفاده از روش فقهى و به كارگيرى منابع اوليه فقه به بحث رسمى در زمينه مقولههاى سياسى از قبيل آزادى و مساوات پرداخته و در طى يك بحث كلاسيك فقهى از واژههاى جديد دنياى سياست و متداول عصر خود سود برده است.
[١] . توصيف حرّيت كه يك واژه سياسى غربى زمان نائينى است به «اصل مبارك»١ در تنبيهالامه نشان از عمق اعتقاد دينى نائينى نسبت به آزادى دارد چنانكه تعبير ديگر وى از آزادى به «حرّيت مظلومه مغصوبه» بيانگر احساس سياسى اين فقيه بزرگ در مورد شرايط سياسى عصر خود مىباشد.
به عقيده نائينى هدف انبيا و اولياى دين در طول مبارزات سياسى با طواغيت زمان خود، رهاسازى انسانهاى دربند و نجات آزادى انسانها از چنگال غاصبان آن بوده است. [٢]
ايشان با تأسف از موفقيت دول مسيحى در نيل به اعلا درجه آزادى ياد مىكند و از اين كه ملت ايران بيدار شده و به ارزش گوهر آزادى پى برده است ابراز مسرت مىنمايد و آنها را كه نغمه آزادى را نوعى زندقه، الحاد و بابيگرى پيگيرى مىشمارند سخت نكوهش نموده، و به همان با خوارج نهروان قلمداد مىكند [٣] ولى با همه اين مدحها و قدحها تفريقى از آزادى آنگونه كه ادله فقهى ايجاب مىكند ارائه نمىدهد و مصاديق و قلمرو توسعه آن را به وضوح شرح نمىدهد و هيچگونه ضابطهاى در تحديد آن بيان نمىدارد.
چنانكه در موارد مختلف كتاب، تعبير «احقاق حقوق ملت» [٤] نيز ديده مىشود كه ناگزير بايد شرح آن را از منابع كتاب تنيبهالامه و يا قانون اساسى مشروطه جستوجو نمود. [٥]
قدر متيقّن و حداقل معنى آزادى و حقوق ملت در نظريه نائينى همان رهايى از
[١] . همان، ص ٦٤.
[٢] . همان، ص ٦٥.
[٣] . همان، ص ٦٦.
[٤] . همان، ص ٨٩.
[٥] . در قانون اساسى مشروطه مواردى چون امنيت، آزادى، مساوات، منع از تجسس، حبس، تبعيد و آزادى اجتماعات از حقوق ملت شمرده شده كه كلام نائينى در احقاق حقوق ملت ناظر به موارد فوق مىباشد.