فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠١ - حق يا حكم سياسى
حق يا حكم سياسى
از سوى ديگر مىتوان بحث را در حق يا حكم بودن ولايت چنين مطرح كرد كه حق ولايت از مقوله حق الله است يا از مصاديق حقالناس؟
حق الله به امورى گفته مىشود كه داراى منافع عمومى بوده و آثار آن اختصاص به شخص ندارد و نسبت اين نوع حقوق به خدا بهخاطر اهميت و جنبه عمومى آن مىباشد.
حقالناس به آن دسته مصالحى گفته مىشود كه داراى منفعت شخصى بوده و اختصاص به شخص دارد و بدين ترتيب حقوق الله در قلمرو حقوق عمومى و حقوق الناس در قلمرو حقوق خصوصى قرار مىگيرد.
لكن در اين ميان نوع سومى از حقوق وجود دارد كه داراى هر دو جنبه بوده و يا حق الله در آن غلبه دارد، مانند حذ قذف كه به حقوق الله ملحق مىگردد و يا حقالناس در آن غلبه دارد مانند قصاص كه ملحق به حقوق الناس مىباشد.
بنابر اين تقسيم مىتوان گفت كه ولايت بهخاطر صدق تعريف حق الله بر آن از آن نوع حق الله مىباشد كه جنبه شخصى نيز دارد، ولى جنبه حق الله در آن بر جنبه شخصى غلبه دارد. زيرا شكى نيست كه ولايت در جهت منافع عمومى و مصالح امت بوده و در جهت منافع شخص فقيه نمىباشد و اصول ولايت فقيه رشحهاى از ولايت امام (ع) و ولايت امام (ع) نيز نوعى از ولايت نبى (ص) و ولايت نبى (ص) نيز انعكاسى از ولايت الله مىباشد.
به همين دليل ولايت فقيه در حوزه حقوق عمومى قرار مىگيرد و از اهم مباحث آن تلقى مىشود.
مفهوم حكمى كه در نظريه مراغى، جايگزين حق مىگردد مىتواند به يكى از سه معنى رخصت، استحباب و وجوب باشد و در هر حال عبارت از نوعى اقتدار واقعى است كه شخص بر اساس آن بنابر جعل شرعى نوعى آزادى عمل مىيابد كه بنابر خواست خود (اباحه) و يا براساس رجحان شرعى (استحباب) و يا الزام شرعى (وجوب) آن را انجام مىدهد. مانند حق تملك كه در حقيقت حكم اباحه است و حق احسان كه حكم استحباب است و حق فريضه كه به معنى وجوب مىباشد.
بىشك حق تملك كه از مقوله حكم است با حق ملك كه مالك دارد (صرفنظر از