فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٦ - ارزيابى نظرات سياسى ميرزاى قمى
مىكرد و آلوده شدن آنان به ون بىگناهان كه كشتارهاى جمعى فجيع سلاطين ميانه صفويه و قاجاريه مانند نادرشاه افشار در كرمان، اصفهان و مغان اردبيل و بالاخره يأسى از رسيدن به آرمانهاى تشيع فقاهتى از طريق قدرت سياسى تا چه اندازه در انديشهها و نظريه پردازيهاى فقهاى دوران قاجار اثر داشته است. پس شك اثبات كم و كيف اين فعل و انفعال ذهنى و فكرى آنهم در مورد فقها كه جز به استناد دليل متقن، نظر نمىدهند كارى بس دشوار و صعبالوصول مىباشد.
باوجود اين در بررسى نظريات فقهى فقهاى اين دوره بويژه در موضعگيريها در برابر قدرتهاى حاكم ناگزيريم به اين نكته توجه داشته و نيم چشمى به شرايط گذشته و حال زمان اين بزرگان بيافكنيم. بويژه آنكه تحول و توسعه فقه سياسى دقيقاً از اين زمان آغاز مىگردد و تجربيات سياسى گذشته به فقهاى شيعه جرأت و شهامت بيشترى در ابراز عقايد فقهى مىدهد و آزادانديشى كه عامل اصلى تحول فكرى و علوى است در اين مقطع بيشتر به چشم مىخورد.
مقايسه احتياطهاى محقق حلى و شهيدين با جرأت و شجاعت علمى ميرزاى قمى و شيخ جعفر كاشف الغطاء اين تفاوت فاحش را روشن مىسازد.
ارزيابى نظرات سياسى ميرزاى قمى
ميرزاى قمى را مىتوان يكى از فقهاى طليعهدار دوره تحول و توسعه انديشه سياسى تشيع فقاهتى عصر حكومت قاجار به شمار آورد. در عصر ميرزاى قمى فتحعلى شاه توانسته بود سلطنت خود را به مسئله جهاد بر عليه كفار متجاوز روس گره بزند و با جمعآورى فتاواى فقهاى آن زمان مبنى بر وجوب جهاد بهطور ضمنى مشروعيت خود را كه بهظاهر عهدهدار دفاع از مهد و مركز تشيع بود كسب و براساس آن مردم را به اطاعت بىچون و چراى خود وادار نمايد و آنجا كه خونريزى اثر ندارد، دشمنان داخلى را از ميان بردارد و به ظلمها و زورگوييهاى خود مشروعيت ببخشد.
از ميرزاى قمى دو اثر بجاى مانده كه يكى ارشادنامه سياسى است و ديگرى جامعالشتات كه در فاصله زمانى نسبتاً طولانى نگارش يافتهاند. اثر نخست در واقع نوعى برخورد سياسى با قدرت حاكم زمان است كه ميرزا در آن سعى دارد پادشاه را