فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٣ - 1 مبارزه فرهنگى بينشآفرين
مردم، حاكميت الهى و حاكميت مردم، ايدئولوژى و دموكراسى و حاكميت مطلق خدا و تفكيك قانونگذارى از شيوههاى آزاد اجراى قانون نه تنها تباين فيمابين خود را از دست مىدهند بلكه اصولاً در يك مدار منسجم انديشه سياسى را سامان مىبخشند.
نظريه انقلاب اسلامى
قسمت سوم رساله امام (ع) در ولايت فقيه كه كاربردىترين بخش آن مىباشد پردازش يك نظريه مشخص و سامانيافته در زمينه تئورى انقلاب اسلامى است كه در پيادهسازى انديشه سياسى ولايت فقيه و پيروزى انقلاب و تأسيس دولت اسلامى مهمترين نقش را ايفا نموده است.
هرچند همه عناصر و مراحل دوازدهگانهاى كه امام (ره) براى نظامسازى براساس انديشه ولايت فقيه مطرح نمودهاند در نهايت به يك اصل مهم قرآنى دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر باز مىگردد و چنانكه خواهيم ديد هر كدام از اين مراحل نهگانه در حقيقت گامى در اجراى اين اصل اساسى اسلام براى ايجاد تحولات بنيادين در جامعه ايران محسوب مىشود، لكن هر كدام از آنها توجيه منطقى خاص خود را مىطلبد كه بايد بهطور اختصار مورد بحث قرار گيرد. نظريه انقلاب اسلامى امام را مىتوان در طى گامهاى زير به تصوير كشيد.
١. مبارزه فرهنگى بينشآفرين
گام نخست در نظامسازى براساس انديشه سياسى ولايت فقيه از يك عمل فرهنگى آگاهسازى اقشار به دور نگاهداشته شده از صحنههاى سياسى و مشاركت در سرنوشت جمعى آغاز مىشود. امام (ره) مبارزه فرهنگى سياسى را بر اقدامات مسلحانه و متكى بر عمليات نظامى ترجيح مىدهد و آن راسيره عملى همه متفكران و گروههاى آزادىبخش مىشمارد كه توانستهاند از طريق اشاعه فكر و انديشههاى خود به اهداف بزرگى نائل