فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٢ - د - درگيرى دوباره با مسائل سياسى ايران و جمهوريت
آن جلمه علما و مراجع مهاجر روبهرو گرديد، بلكه چنان جوّى را در كشور برانگيخت كه موقعيت رضاخان را به خطر انداخت و وى پس از مأيوس شدن از مجلس كه تا سرحد برانداختن رضاخان از نخستوزيرى پيش رفت برحسب ظاهر بقصد، توديع با علماى مهاجر تبعيدى و در باطن براى استمداد و پيجويى راه نجات، عازم قم گرديد و در اوايل فروردينماه سال ( [١] [٣] ٠٣ ه. ش) با آقايان در قم ملاقات نمود. گرچه از مذاكرات فىمابين رضاخان با سه شخصيت برجسته مرجعيت آن عصر، آقايان حائرى، اصفهانى و نائينى گزارش تفصيلى در دست نيست. ولى از مضمون بيانيهاى كه پس از يك هفته به امضاى اين سه مرجع خطاب به علما، تجار تهران و عموم مردم ايران مخابره گرديد مىتوان به هدف و مفاد مذاكرات در اين ملاقات پى برد.
در اين تلگراف ضمن اشاره به مرضى عموم نبودن تشكيل جمهوريت و عدم تناسب اين رژيم با مقتضيات كشور اعلام گرديده بود كه آقايان از سردار سپه نقض عنوان جمهوريت و الغاى اظهارات مربوط به آن را خواسته و او را به اعلان عمومى الغاى جمهوريت ملزم ساخته و او نيز بدان ملتزم گرديده است كه انشاءالله عموماً قدر اين نعمت (سردار سپه درخواست حضرات آقايان مراجع را پذيرفته است) را بدانند و از اين عنايت كاملاً تشكر نمايند.١
جمله «الغاى اظهارات مذكوره» در متن تلگراف اشاره به غوغاى مطبوعاتى بود كه طرفداران رضاخان در برخى از جرايد كشور به راه انداخته و افكار عمومى و جو كشور را با نشر اكاذيب برعليه قاجار و تملقگوييهاى بىحد از رضاخان مسموم مىنمودند.
گرچه رضاخان به تعهد خود در مورد اعلام موقوف شدن جمهوريتخواهى طى اعلاميهاى [٢] عمل نمود لكن به بُعد تخريبى تبليغات و جو سازيها و ايجاد رعب بهمنظور دستيابى به قدرت مطلقه و جايگزين نمون خود به جاى احمدشاه همچنان ادامه داد.
بايد اين نكته را متذكر شد كه بخش عظيمى از مخالفتها با طرح جمهوريت در آن روز به معنى مخالفت با شخص رضاخان بوده كه طراح اصلى آن به شمار مىرفت و طرفداران جمهوريت نيز عمدتاً هواداران رضاخان محسوب مىشدند٣ و شكست جمهوريت كه خواست علما و مراجع بويژه مرحوم مدرس بهعنوان رهبر فراكسيون
[١] . رك: مكى، تاريخ بيست ساله ايران، ج ٣، ص ١٥.
[٢] . همان، ص ١٤.
[٣] . همان؛ ص ٣٦-٢٥.