فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٨ - ب - عصر شكوفايى دانش و تحقيق
[٣] ">عمى»
[١] و با جمله«السلطان وزعه الله فى ارضه»
[٢] از سلطان به معنى حكمران پاسدار شريعت خدا در زمين ياد نموده است و تحول سلطنت را موجب دگرگونى شرايط زمان شمرده است:«اذا تغير السلطان تغير الزمان»
٣ و در جمله معروف كه حماسه امامت محسوب مىشود، واژه سلطان بهعنوان حكمرانى اشاره شده است:«الهم انك تعلم انه لم يكن الذى كان منا منافسه فى سلطان»
(خدايا تو نيك مىدانى كه قيام ما براى معارضه و به دست گرفتن قدرت و حكمروايى نبوده است...)
چنانكه واژههايى چون خلافت و خليفه، راعى و رعيت، امارت و امير، ملك و مَلِك و نظاير آن در آيات و روايات به معنى كلى نظام حاكم بكار رفته است. [٤]
لكن بايد به اين نكته اساسى توجه داشت كه كليه واژههاى بكاررفته در متون اسلامى در زمينه نظام حاكم همه و همه به معنى نظام فراگيرى است كه شامل همه ابعاد زندگى فردى و اجتماعى مانند سياسى، اقتصادى، عبادى، اجتماعى و فرهنگى مىگردد و تنها به مفهوم نظام سياسى جدا از نظام اقتصادى، نظام اجتماعى، نظام عبادى و فرهنگى نمىباشد و به همين دليل امامت در حقيقت عبارت از حاكميت قوانين همهجانبه شريعت الهى توسط صالحان واجدشرايط است و همانطور كه تجزيه در شريعت امكانپذير نيست، تفكيك در حاكميت صالحان نيز در زمينههاى مختلف سياسى، اقتصادى، اجتماعى، عبادى و فرهنگى امكانپذير نيست.
ب - عصر شكوفايى دانش و تحقيق
اگر به روايت شيخ محمدرضا مظفر در مقدمه كتاب جواهرالكلام توجه كنيم، عصر صاحب جواهر را دوران شكوفايى دانش و تحقيق بدانيم، ناگزير از پذيرفتن اين واقعيت خواهيم بود كه حوزه علميه پررونق نجفاشرف نمىتوانست از تحولات سياسى منطقه بدور باشد و بويژه از مسائل ايران و عراق ناآگاه و غافل بماند؛ گرچه صاحب جواهر ايرانى نبود ولى از يكسو شاگرد كاشفالغطاء و از سوى ديگر رياست حوزه علميه نجف
[١] . نهجالبلاغه، نامه ٣٦.
[٢] . همان، حكم ٣٣٢.
[٣] . همان، نامه ٣١.
[٤] . رك: فقه سياسى، ج ٢، ص ١٥٣-١٤٤ از همين قلم.