فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١٠ - دوره دوم ضابطهمند شدن فقه سياسى در چارچوب فقه اجتهادى
دوازدهمين فرمانرواى دولت سربداران نام برده شده [١] كه پس از كشته شدن فرمانرواى قبلى بهنام اميرحسن دامغانى به دست اطرافيانش به سال (٧٦٦ ه. ق) رسماً فرمانروايى دولت سربداران را به دست گرفت.
از زمانى كه شيخحسن جورى بهعنوان رهبر مذهبى در دوران دومين فرمانرواى سربداران (امير مسعود باشتينى) به رسميت شناخته شد، همواره بين دو جناح رهبرى مذهبى و رهبرى سياسى رقابتى شديد حكمفرما گرديد و خواجه على مؤيد آخرين فرمانرواى سربدارى ابتدا پيروى از جناح مذهبى را برگزيد و از يكسو با آوردن يكى از سران اين جناح بهنام درويش عزيز مجدى كه رهبر معنوى و مورد علاقه مردم بود بر استحكام حكمرانى خويش افزود و از سوى ديگر با مكاتبه با فقهاى شيعه در حلب، حله و جبل عامل و دعوت پرآوازهترين فقيه شيعه، شهيد اول به سبزوار مقر حكومت سربدارى بر رونق و گسترش مذهب شيعه اثنى عشرى افزود.
لكن رفتار بعدى وى با شيخ صوفيان كه سرانجام به قتل وى منجر شد نشان داد كه فرمانروايان سربدارى دچار چنان تضادى در درون خويش شده بودند كه براحتى با يك سوءظن، سر همديگر را مىبريدند و به رسم هديه براى رقيب او مىفرستادند. [٢]
اين نكته تلخ تاريخى مىتواند رمز يك معماى بزرگ تاريخ در تحول فقه سياسى شيعه را بگشايد و به اين نوع سؤالها پاسخ دهد كه چرا شهيد اول زندگى در كنار متعصبان سرسخت اهل تسنن را بر قبول دعوت اميرعلى مؤيد فرمانرواى شيعى مذهب خراسان ترجيح داد و حتى شهادت در مسير اول را بجاى عزت و شوكت دنيايى در مسير دوم برگزيد؟
شهيد و سربداران
يكسال قبل از شهادت شهيد اول (٧٨٥ ه. ق) سلسله سربداران بر اثر سياست نادرست
[١] . رك: ميرخواند، روضةالصفا، ج ٥، ص ٦٢٣ و خواند مير، حبيبالسير، ج ٣، ص ٣٦٦ و خرافى، مجمل فصيح، ج ٣، ص ٣٥٠ به بعد.
[٢] . چنانكه سر بريده سردار حسن دامغانى براى على مؤيد فرستاده شد و امير قبل از اميرحسن دامغانى به نام خواجه لطفالله به دست وى به قتل رسيد و قبلاً نيز سر اميرحيدر براى خواجه لطفالله فرستاده شده بود (رك: عبدالرفيع حقيقت، تاريخ جنبش سربداران، ص ٢٢٠-٢٠٨).