فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٧ - دولت و سلطان واقعى
فاطمى مصر برخاست و برادر جوان و مقتدر امير طغرل فاتح بغداد را با خود همدست نموده و به بغداد حمله برد و خليفه و وزير وى عميدالملك كندرى را عزل و خلافت را بهنام المستنصربالله خليفه فاطمى مصر اعلام نمود.
اين حركت كه در فاصله سالهاى (٤٧٧-٤٤٩ ه. ق) بهوقوع پيوست مخالفان شيعه را به اهميت خطر ناشى از وجود تعداد زيادى بالغ بر يكصد هزار نفر شيعه در كرخ بغداد واقف ساخت. [١]
شيعه تاز پس اين واقعه به حمايت از خلفاى فاطمى متهم گرديد و اين اتهام بر سياست فشار و سركوب نسبت به شيعيان بغداد افزود درحالىكه اكثر شيعيان عراق و ايران، امامى مذهب و در مورد حوادث مربوط به فاطميان كه به زيديه انتساب داشتند بىطرفى خود را حفظ كرده بودند.
بنابر برخى از گزارشهاى تاريخ مهاجرت شيخ طوسى از طوس كه در آن زمان مركز علمى و داراى شهرت بسزايى بوده به بغداد بر اثر عوامل مشابه هجرت دوم وى به نجفاشرف انجام گرفته است.
تسلط شافعيان بر محافل علمى و اجتماعى طوس كه غزالى نماينده آن بود شيخ طوسى را وادار به مهاجرت به بغداد نمود كه در آن زمان تشيع در آن از آزادى و حمايت نسبى برخوردار بوده است.
اكنون با توجه به شرايط زمانى و مكانى حاكم بر عصر شيخ طوسى بايد ديد انديشه سياسى شيعه در آثار فقهى شيخ طوسى چگونه رخ نموده است.
دولت و سلطان واقعى
نخستين تعبير سياسى كه در آثار فقهى شيخ طوسى به چشم مىخورد اصطلاحاتى چون «سلطان الوقت و سلطان الزمان» مىباشد [٢] كه با اضافه شدن كلمه منصوب خواه ناخواه، نشانه به دولت امامت معصوم (ع) مىرود.
به اعتقاد شيخ طوسى انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر اگر به تأديب بدنى (زدن) و جرح (زخمى نمودن) و قتل بيانجامد نياز به اذن از سلطان وقت (امام (ع)) دارد
[١] . همان، ص ٣٧-٣٦.
[٢] . رك: النهاية فى مجردالفقه و الفتاوى، ص ٣٠٠.