فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٧ - آخوند خراسانى و قانون اساسى
ايران براساس قانون اساسى و تعديان مكرر شاه به ساحت قانون به زبان حقوقى كه دنيا با آن آشنا بود بازگو گردد و منطق شاه بهعنوان مقام سلطنت در ايران مخدوش شود و از سوى ديگر به طور غير مستقيم امكان استفاده محمدعلى شاه از كمكهاى دولتهاى ديگر منتفى گردد و توطئه شاه در برانداختن مشروطيت خنثى شود.
در اين پيام نكات حساس ديده مىشود كه از فقيهى چون آخوند خراسانى در خور تعمق اسست مانند «استرداد حرّيت ملت»، «امضاى قانون اساسى توسط دو تن از شاهان قاجار»، «خلف عهد و نقض تعهد توسط شاه»، «اتحاد ملت»، «ملت نه پارلمان دارد و نه جرائد و نه محافل»، «ماها كه رؤساى روحانى ملت هستيم»، «امتيازاتى كه در اين زمان به اجانب داده مىشود امضا و اجازهاى ندارد»، «اين شاه با ساير قطاعالطريق يكسان است» و «اين ورقه فعلاً ورقه رسمى ملت ايران شمرده مىشود.» [١]
آخوند خراسانى و قانون اساسى
استناد به قانون اساسى توسط فقيهى چون آخوند خراسانى مىتواند مفهومى فراتر از دفع افسد به فاسد داشته باشد. اين فقيه بزرگ در تلگرافها، بيانيهها و حتى پاسخ به استفتاهاى سياسى خود به قانون اساسى و نقض آن توسط دربار استناد نموده و از آن بهعنوان اتفاق ملى و حقوق طبيعى نام برده است و حفظ دين و استقلال دولت اثنى عشريه را به عدم تخطى از قوانين مشروطيت متوقف دانسته است.
آخوند خراسانى با وجود متجاوز از ده سال كه از عمر مشروطيت مىگذشت و همه نارساييها، مفاسد، بازتابهاى آن آشكار گرديده بود، همچنان به قانون اساسى مشروطه وفادار بود و از حقوق وطنيه مليّه و قانون اساسى نام مىبرد و در تلگرافهاى جوابيه و پاسخهاى سياسى خود به آن استناد مىكرد.
[١] . رك: كسروى، تاريخ مشروطيت مشروطيت ايران و ناظمزاده كرمانى، تاريخ بيدارى ايرانيان و واوعظ خيابانى، علماء معاصرين و آقا نجفى قوچانى، سياحت شرق و فريدون آدميت، ايدئولوژى نهضت مشروطيت ايران.