فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤١ - لحن آمرانه شاه و صلابت ميرزاى شيرازى
حتى شخص شاه متوسل به ميرزاى شيرازى شدند كه با برداشتن تحريم، اوضاع را به حال عادى برگرداند. [١]
ميرزا در پاسخ تلگراف ميرزاى آشتيانى كه شخصاً چنين درخواستى را از وى نموده بود همچنان بر ادامه تحريم تأكيد نموده و نوشت:
«چون تلگراف در اين وقت محل اعتماد نيست، متوقع آنكه به خط شريف تصريح فرموده كه انحصار به كلى از داخله و خارجه به حسب واقع از ايران مرتفع و دست اجانب را از اين عمل بالمره قطع نمودهاند و احتمال عود و تبديل و تبعيض بههيچوجه نيست تا سبب خاطر جمعى اين جانب شود و الآن به موجب شريعت مطهر استعمال دخانيات جايز نيست و حكم به حرمت كما فى السابق برقرار است و تغيير نخواهد يافت.» [٢]
مشابه اين پاسخ توسط ميرزاى شيرازى به تبريز و اصفهان و شيراز و ساير بلاد خطاب به مشاهير علماى اين مراكز مخابره شد.
بىشك، ميرزاى شيرازى كه به دقت روند تحولات سياسى ايران را پى مىگرفت به هنگام اين پاسخ از كشتار هواداران تحريم و فتواى وى به دست سربازان و محافظان كاخ شاه [٣] مطلع بود و وقوع فتنه (به اصطلاح آن زمان) و حتى سقوط دولت و سلطنت به دست مردم نيز امرى محتمل محسوب مىشد، اصرار بر ادامه تحريم به معنى ملتهب نگاهداشتن مردم و اصرار بر تداوم نهضت و قيام جز به اين خاطر نبود كه نخستين ستون استبداد كه استيلاى خارجى است فرو ريزد و زمينه براى ايجاد يك رابطه منطقى و معقول بين ملت و دولت آغاز گردد.
بدون ترديد تحولات بعدى نيز با توجه به اوضاع و شرايط حاكم بر روند بخش اول تحولات ناگزير به دست علما و در نوك اين اهرم، مرجع تقليد وقت سامان مىپذيرفت و از سوى ديگر براى شخصيتى چون ميرزاى شيرازى كه عملاً تا عمق اين تحولات فرو رفته بود و علىرغم تقاضاى همتاى خود كه روزى در كنار هم در محضر شيخ انصارى (ره) توشه مىاندوختند بر ادامه تحريم پا مىفشرد و در حقيقت عملاً به سوى اصل
[١] . ميرزا رضا زنجانى، تحريم تنباكو، ص ١٣٣ و ابراهيم تيمورى، تحريم تنباكو، ص ١٧٥.
[٢] . همان، ص ١١٨.
[٣] . همان، ص ١٠٧-١٠٦.