فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٩ - ج - درگيرى با مسائل استقلال عراق
براى پى بردن به اهميت اعلان جهاد و جنبش استقلالطلبانه در عراق بايد به اين نكته توجه داشت كه خروج بريتانيا از عراق كه به مفهوم استقلال ملى اين كشور اسلامى بود، پىآمدهاى ناگوارى را براى استعمار انگلستان در حجاز، اردن، فلسطين، مصر، سودان و حتى در ايران به دنبال داشت و تحولات بنيادى در ساختار حكومت عراق مىتوانست در اين سرزمينها تحولاتى را بر عليه منافع انگلستان به وجود آورد؛ هر كسى مىتوانست با همين محاسبه ساده، فاجعه شهادت بيش از بيست هزار نفر در جريان جنبش استقلال عراق را پيشبينى نمايد.
با رحلت ميرزا محمدتقى شيرازى به سال ( [١] ٣٣٩ ه. ق) و به دنبال آن، رحلت شريعت اصفهانى در همان سال، ميرزاى نائينى به اتفاق مرحوم سيدابوالحسن اصفهانى و شيخ مهدى خالصى و سيد اسماعيل صدر بر عليه توطئه جديد انگلستان در ايجاد دولت دستنشانده پادشاهى فيصل در عراق و حالت قانونى دادن به آن از طريق انتخابات عمومى برخواستند و فتواى تحريم آن را صادر نمودند.١
بدنبال اين فتوا، انتخابات در شهرهاى شيعهنشين عراق مانند بغداد، كاظمين، نجف اشرف، كربلا و بصره با مشكلات فراوان مواجه گرديد و يكبار ديگر انگلستان را در تعقيب سياستهاى سلطهطلبانهاش دچار وحشت و اضطراب نمود، شايد همين ترس بود كه سرانجام، سياست انگلستان را در ادامه سلطه استعمارى خود در كشور عراق، به سمت حذف شيعه در ساختار قدرت سياسى و حكومت عراق سوق داد و در همين راستا به تضعيف قدرت ملى و مذهبى علما و مراجع شيعه در ايران توسط رژيم ديكتاتورى رضاخان واداشت.
استعمار انگليس دولت دستنشانده عراق (ملك فيصل اول) را بر آن داشت كه تعدادى از علماى بزرگ از آنجمله شيخ مهدى و پدرش شيخ محمد خالصى را از عراق تبعيد نمايد كه بازتاب آن، مرحله جديدى از مبارزات سياسى علما و مراجع نجف اشرف بويژه ميرزاى نائينى را به وجود آورد كه منجر به مهاجرت دستهجمعى وى و مرحوم سيد ابوالحسن اصفهانى و ساير علماى نجف به كاظمين بهعنوان اعتراض به
[١] . رك: شيخ محمد خالصى، مظالم انگليس، ص ٦٧ منظور از انتخابات اقدام فريبكارانه به تأسيس مجلس مؤسسان براى پوشش قانونى دادن به سلطنت دستنشانده ملك فيصل بود.