فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤ - ج - همكارى و مشاركت سياسى
نيازهاى آنان كوتاهى و يا ستم مىنمايد.
با تجزيه و تحليل دقيق اين نظريه مىتوان به تئورى دولت در دولت، در انديشه سياسى شيعه رسيد. زيرا مفهوم اين جمله در المقنع فىالفقه: «فاحسن الى كل احد و لا ترد احداً من حاجه تهيأ لك» آن است كه فرد آگاه و صاحب انديشه تحريم سياسى نظام حاكم، هنگامى كه در داخل اين نظام جور قرار مىگيرد بايد با استفاده از همه امكانات قابل بهرهبردارى در رفع نياز مردم بكوشد و چنين عملى جز با برنامهريزى و شناخت كامل امكانات، وضعيت موجود و جايگاه فرد در كل نظام حاكم امكانپذير نمىباشد.
اقتدارى كه چنين شخصى با بهرهورى بهينه از امكانات و نيروهاى بالقوه و بالفعل نظام به دست مىآورد. بهويژه هنگامىكه تشكلى در ميان چنين نيروهاى بالنده در درون نظام حاكم بهوجود آيد، بىگمان زمينهساز نهادى مقتدر و سازمان يافته در درون دستگاه حاكم خواهد بود.
اين حالت مبين وضعيتى فراتر و وسيعتر از روش نفوذ در مبارزات سياسى برعليه نظامهاى نامشروع مىباشد. زيرا حالت نفوذى معمولاً به صورت انفرادى صورت مىگيرد و حالت قابل پيشبينى در كلام صدوق شامل نوعى سازماندهى نيروهاى مخالف نظام حاكم بهصورت نوعى دولت در دولت مىباشد.
بىشك مخاطب شيخ صدوق در جمله: «فان دخلت فيها» كسى است كه براساس اعتقاد به امامت و انحصار مشروعيت نظام سياسى به نظام منسوب به امام (ع) نظام حاكم را نامشروع دانسته و بنابه حكم صدوق (اياك و اعمال السطان) آن نظام را با تمامى نهادها و مسؤولانش تحريم نموده و معتقد به زوال و نابودى آن مىباشد و هر لحظه انتظار آن را دارد كه با واژگونى نظام حاكم، نظام سياسى منسوب به امام (ع) اقتدار و حاكميت را در دست گيرد.
در اصطلاح سياسى امروز به چنين فرد سياسى، آگاه و متحرك، انقلابى گفته مىشود كه با تحريم و بايكوت نمودن رژيم حاكم تشكيلات مؤثرى را براى رفع ستم و ارائه خدمات به آحاد ملت خود سامان مىبخشد.