فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦١ - دوره دوم ضابطهمند شدن فقه سياسى در چارچوب فقه اجتهادى
نموده است.
عرف سياسى در قالب زمان و مكان، همواره در حال تحول بوده و تأييد رويههاى عرف سياسى كه معمولاً با موازين عقلى و بسيارى از اصول كلى اسلام نيز سازگار مىباشد مىتواند راهگشاى نظام سياسى و دولت و نيز اصول و مبانى روشن سياسى در عرصههاى متناسب با دين جهانى اسلام باشد.
١٣. فلسفه سياسى شيعه در آثار فيض كاشانى (م ١٠٩١)
فلسفه سياسى چه به معناى تجزيه و تحليل عقلانى و فلسفى مسائل سياسى از منظرى فراسوى دين و چه به مفهوم تفسير عقلانى سياست و حكومت در نگاهى از درون دين و فقه به لحاظ چهارمين منبع دريافت شريعت يعنى عقل همواره بهصورت بحثى قابل توجه و شورانگيز مورد توجه فقها، متكلمان و فلاسفه شيعه بوده است.
معمولاً در آثار فيلسوفانى چون فارابى، شيخ الرئيس و متكلمانى چون خواجه نصيرالدين طوسى و فقهايى چون فيض كاشانى، مسئله فلسفه سياسى در قالب امامت و فلسفه وجودى امام و ضرورت امامت مورد بررسى قرار گرفته است.
آنچه كه در اين بررسى براى ما قابل طرح مىباشد انديشه فقهاى شيعه در فلسفه سياسى اسلام است كه خوشبختانه در آثار فقيه نامدارى چون فيض كاشانى كه خود فيلسوفى والامقام، متكلمى ريزبين، فقيهى محقق و محدثى بزرگ مىباشد به وضوح ديده مىشود.
پيوند فقه و فلسفه
در ديدگاه اين فقيه عارف، فلسفه ثبوت و جايگاه نبى در جامعه بشرى از نياز بشر به قانونى جامع و فراگير ناشى مىگردد، قانونى كه امنيت جامعه را از طريق جهاد، سلامت محيط زندگى اجتماعى را بهوسيله امر به معروف و نهى از منكر، همكارى و مشاركت عمومى را از راه تعاون بر برّ و تقوى، قانونگذارى را با افتاء و عدالت را با قضاوت و