فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٩ - نقش سيد جمال
عصر مبنى بر اينكه اگر تا ٤٨ ساعت ديگر امتياز دخانيات لغو نشود، يوم دوشنبه آتيه جهاد است مردم مهيا شويد [١] خبر از شورشهاى غير قابل كنترل مىداد و با توجه به تكذيب رسمى اعلاميه جهاد توسط مجتهد متنفذ تهران مرحوم ميرزاى آشتيانى [٢] حتى احتمال وقوع فتنههاى كور توسط عمال خارجى هم مىرفت كه فتوايى آن چنان در تحريم تنباكو با چنين پىآمدهايى جز با در دست داشتن ولايت سياسى در اموال و نفوس براى فقها قابل تحليل و تفسير نمىباشد.
ميرزاى شيرازى بهطور خواسته و آگاهانه وارد بحرانى شده بود كه عواقب آن را دقيقاً مىدانست و به همين دليل در مقابل تقاضاى ملاقات سيد جمالالدين اسدآبادى از قبول آن امتناع ورزيد و بنا به نقلى به ميرزاى نائينى كه تقاضاى ملاقات سيد جمال را به ميرزاى شيرزاى رسانده بود فرمود:
«به سيد جمالالدين اسدآبادى بفرماييد مرقومه شما رسيد و من هم به مقدار مقتضى با شما مساعدت مىكنم».
يكى از شاگردان ميرزاى نائينى كه اين خاطره را از وى نقل كرده اضافه مىكند كه ميرزاى شيرازى سپس فرمودند:
«من نمىتوانم كباده آقا سيد جمالالدين را به دوش بكشم، ايشان اگر دستش به من برسد توقعات زيادى دارد كه نه من مىتوانم و نه بايد همه آنها را انجام دهم».
نقش سيد جمال
با توجه به تقاضاهايى كه سيد جمالالدين اسدآبادى در نامههاى خود در زمينه واژگونى سلطنت ناصرالدينشاه و نشان دادن قدرت برتر از سلطنت توسط مراجع و به دست گرفتن زمام امور توسط فقها و علما و استفاده از فرصت پيشآمده و قطع يد كامل اجانب و تكفير و خلع ناصرالدينشاه از ميرزاى شيرازى داشته مىتوان حدس زد كه مرجع زمان در تنگناى يك دخالت همه جانبه در تمامى شئون سياسى كشورى قرار گرفته بود كه در آن شرايط حتى مداخله قضائى و شرعى علما با اجازه دربار انجام مىگرفت و قدرت دربار به حدى بود كه در اوج قيام مردم و نهضت (تنباكو) و علىرغم التهاب و قيام
[١] و ٣. همان، ص ١٣٣.
[٢]