فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٧ - 7 واژگونسازى بنيادهاى فكرى و فرهنگى استعمار
فرهنگ سكوت و رضاى حوزههاى علميه، ناگزير به عكسالعملى تند متوسل مىشود و با تمام عشق و وابستگى كه به وضعيت سنتى حوزههاى علميه دارد اصلاح بنيادين حوزهها را اجتنابناپذير مىشمارد چون بدون آن، معرفى اسلام ناب امكانپذير نيست [١] و با ادامه وضعيت سكوت و رضا در حوزههاى علميه خسارت مضاعف نصيب اسلام و امت مىگردد؛ نخست راه مبارزه و جهاد بسته مىشود و دوم راه نفوذ بيگانه و تحريف اسلام باز مىگردد، اصلاح حوزهها هرچند با حذف فيزيكى آنان كه امام (ره) آخوند درباريشان مىناميد سامانپذير است، لكن اصلاح بنيادين در حوزههاى علميه نياز به پالايشهاى فكرى و حركتهاى تحولآفرين دارد كه نمونه آن را به صورت يكى از بازتابهاى پيروزى انقلاب اسلامى و دستآوردهاى آن شاهد بوديم.
٧. واژگونسازى بنيادهاى فكرى و فرهنگى استعمار
پايگاهها و بنيادهاى فكرى و فرهنگى از پيش ساخته شده استعمار هرگونه حركت و اصلاحى را در نهايت متوقف و وادار به استحاله مىكند.
خطر اين پايگاهها و نهادهايى كه ميراث قرنها نفوذ و تهاجم استعمار است يبش از خطرات فعلى آن دامنگير مىباشد. هفتمين گام در تئورى انقلاب امام (ره) زدودن اين ميراثهاى شوم و واژگون نمودن پايگاهها، بنيادها و نهادهاى بازمانده از استعمار مىباشد.
از باب تمثيل نمونههاى زير مىتواند بازگوكننده آثار فكرى و فرهنگى استعمار باشند:
مرتباً گفته مىشود سياست آلودگى به دروغ، نفاق و فساد است، اين كارها (سياست و حكومت) از ما ساخته نيست و ما از عهده آنها برنمىآييم ما در شرايطى هستيم كه دشمن، قدرت، ثروت و همه نوع امكانات دارد و نمىتوان با آنان درافتاد. آنان قرنها از ما جلو افتادهاند و متمدن، متفكر و متخصصند ما كجا به آنها مىرسيم؟ فقها وظيفهاى جز مسأله گفتن ندارند. فقها نبايد خود را با ماجراهاى سياسى آلوده كنند. دشمنان توان فكر كردن و فهميدن دارند ما نمىتوانيم مثل آنان در علم و صنعت و تمدن پيش برويم.
[١] . همان، ص ١٢٥.