فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٢ - دوره دوم ضابطهمند شدن فقه سياسى در چارچوب فقه اجتهادى
فلسفه امامت و رهبرى از ديدگاه شيعه آن است كه جامعه و امت همواره در حركت خود در معرض خطاست و خطاهاى پيوسته نظام اجتماعى را مختل مىسازد، زيرا جامعه بشرى همواره در آستانه تنازع و اختلاف از يكسو و زورگويى و غلبه از سوى ديگر قرار دارد و هر فرد و گروهى به چيزى تمايل دارد كه احساس نياز نسبت به آن مىنمايد و هركس را كه مانع رسيدن وى به آن گردد دشمن تلقى مىكند و دو نوع حالت برخواسته از اين نياز يعنى تمايلات و دشمنيها او را به ستيز و سرانجام ظلم وامىدارد و ادامه اين وضع بىشك به هرج و مرج مىانجامد و ضرورت شكلگيرى جامعه براى بقاى نوع بشر ايجاب مىكند كه چنين وضعيتى كه مانع شكلگيرى و بقاى جامعه است، زدوده شود.
در اين فلسفه سياسى اساس تفكر بر مبناى اين اصل استوار شده كه انسان بدون زندگى در كنار همنوعان خود قادر به ادامه حيات نمىباشد و تعاون، مشاركت و همكارى در ادامه حيات انسان اجتنابناپذير است و يك فرد هرگز قادر به تأمين همه نيازمنديهاى خويش نيست.
علامه حلى، عبارت معروف: «الانسان مدتى بالطبع» را با توضيحى كه داده شد تفسير مىكند و از آن نتيجه مىگيرد كه حكومت و رهبرى در زندگى بشر امرى اجتنابناپذير مىباشد و دولت را چنين تعريف مىنمايد:
«فرمانرواى قدرتمندى كه مردم از آن فرمانبردارى كنند، بهطورى كه فرمان آن نافذ و اقتدار او عالى و متمايز از ديگران باشد.» كسى كه اين نوع فرمانروايى را به دست مىگيرد نمىتواند خويشتن را بر اين اقتدار عالى نصب نمايد و الا هركس قادر خواهد بود كه خود را به رهبرى امت انتخاب نمايد و هرج و مرج ناشى از آن موجب بازگشت به محذور اول خواهد بود.
گزينش چنين رهبر و فرمانروايى را به عموم مردم نيز نمىتوان واگذار نمود؛ زيرا همان تالى فاسد و محذور پيش خواهد آمد و ازاينرو انتخاب او تنها از جانب خدا ميسر و معقول خواهد بود. فرمانروايى كه از جانب خدا انتخاب و منصوب مىگردد الزاماً بايد از ارتكاب خطاها مصونيت داشته باشد والا او نيز چون امت نياز به رهبر و امام خواهد داشت. براى جلوگيرى از تسلسل عقلانى بايد گفت امام منصوب از جانب خدا، معصوم