فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٦ - الف - سلطان عادل و سلطان جائر
[١] ٦. ديدگاه و نظريه سياسى صاحب جواهر
صاحب جواهر را مىتوان از نخستين شارحان نوين ولايت فقيه در دو قرن اخير به شمار آورد. وى را بايد مكمل نظريه استادش كاشفالغطاء در تبيين ولايت فقيه دانست.
الف - سلطان عادل و سلطان جائر
صاحب جواهر براى اينكه بتواند حكومت را به دو صورت مشروع و نامشروع تقسيم نمايد بجاى ولايت از اصطلاح سلطان و سلطنت استفاده مىكند و مىنويسد: حاكمان به دو دسته، سلطان عادل و سلطان جائر تقسيم مىشوند و سلطان جائر را به پيروى از استاد خود (كاشف الغطاء) چنين تعريف مىكند: «سلطانى كه با قدرت نظامى حكومت را تصاحب نموده باشد».١
اين تعبير بيش از آنكه ريشه در متون اسلامى داشته باشد همگون با ادبيات زمان و اصطلاحات سياسى عصر صاحب جواهر است كه حكام آن زمان خود را سلطان مىناميدند و در حقيقت، سلطنت بعد سياسى و دنيايى امامت و خلافت محسوب مىشد و به عبارتى مىتوان گفت كه تحول امامت به خلافت سرانجام به تحول ديگر از خلافت به سلطنت منتهى گرديد و اين تحول نوعى تجربه حاكميت به معنى امامت را در بر داشت و قدرتهاى حاكم براى مصون ماندن در برابر اعتراض فقها كه آنان را واجد شرايط لازم براى امامت و خلافت نمىدانستند به اين تجربه تن در دادند تا امور دنيايى امامت و خلافت از آن حكام باشد و امور شرعى و آخرتى آن كه براى حكام هم چندان اهميتى نداشت به فقها سپرده شود.
اين تحول را مىتوان نخستين تجربه تجزيه حاكميت و قدرت متمركز امامت به شمار آورد كه سرانجام به تفكيك عملى سياست از ديانت انجاميد و سلاطين به كار سياست پرداختند و فقها به كار شريعت و به عبارتى ديگر گروه نخست به دنياى مردم و گروه دوم به آخرت مردم همت گماشتند.
از سوى ديگر، انتخاب واژه سياسى مستقل براى تبيين نظام سياسى در اسلام توسط
[١] . همان، ص ١٩١.