فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٣ - بخش هفتم حقوق عمومى و آزاديهاى سياسى
عبوديت جبّاران و گسستن زنجير اسارت طاغوتها و بيرون آمدن از سلطنه فراعنه و از آنجمله آزادى رقاب ملت ايران از استبداد ظالمانه دربار سلطنتى شاهان غاصب مىباشد.
بىشك اگر اين رهايى به بازگشت به خويشتن و به دست گرفتن اختيار تعيين سرنوشت نيانجامد، نتيجهاى جز تحول از اسارتى به اسارت ديگر به دنبال نخواهد داشت.
اكنون در شرايطى كه انسان رها شده و آزاد مىخواهد سرنوشت خويش را رقم زند در برابر خدا و جامعه چه مسؤوليتى محدودكننده بر عهده دارد و رابطه آزادى انسان با عبوديت خدا و مسؤوليت در برابر جامعه خود چه سان مىباشد؟ سؤالات زيادى در اين زمينه وجود دارد كه پاسخ آنها را در كلام نائينى در تنبيهالامه نمىتوان يافت.
نائينى در پاسخ به مخالفان و تعيين در قلمرو آزادى به اين مقدار بسنده مىكند كه آزادى مورد حمايت وى به معنى رهايى از دين و خودكامگى در برابر احكام الهى و خواستههاى مذهب و خروج از رقبه عبودت خدا نيست. [١] به گمان وى نغمه آزاديخواهى در غرب و در ميان ملل اروپا نيز به معنى رهايى از اسارت غاصبان آزادى و نجات از فراعنه زمان مىباشد. وى در اين نگاه خوشبينانه، به هشدار مخالفان كه روند آزادى در قالب سكولاريزم و جدايى از تقيّدات مذهبى در غرب را به رخ آزاديخواهان مذهبى مىكشيدند هيچگونه توجهى ندارد و اينگونه تبليغات را عوامفريبانه و سوءاستفاده از بىاطلاعى مردم قلمداد مىكند كه با بيدارى مردم ايران ديگر رنگى ندارد. [٢]
٢. مساوات كه نائينى از آن به اصل ظاهر مساوات تعبير مىكند و آن را برخلاف ادعاى مخالفان مشروطه كه برگرفته تقليدوار از غرب مىپنداشتند مستند به آيات و روايات دانسته و از آن بهعنوان دومين سرمايه سعادت و حيات ملى ياد مىكند. [٣]
نائينى در يك عبارت تعريف گونه درباره مساوات چنين مىنويسد: «عبارت از مساوات آحاد ملت با همديگر و با شخص والى در جميع نوعيات» [٤] لكن به زودى موارد نقض آن در شريعت اسلام را متذكر شده و مىنويسد:
[١] . همان، ص ٦٤.
[٢] . همان، ص ٦٥.
[٣] . همان، ص ٦٨.
[٤] . همان.