فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٦ - در پايان اين بحث تذكر دو نكته لازم است
نوشتههاى الفيرى متفكر ايتاليايى اثر پذيرفته است مىتوان از اين رهگذر نيز به تشخيص نظام سياسى مورد نظر نائينى راه يافت. زيرا الفيرى و به دنبال وى كواكبى در پى افكندن اساس رژيم پارلمانى از نوع فرانسه بودهاند تا نوع سلطنتى انگلستان.
در پايان اين بحث تذكر دو نكته لازم است:
الف- اثبات مشروعيت رژيم سلطنتى مشروطه (پارلمانى سلطنتى) و يا نظام پارلمانى بهطور مطلق بهعنوان جايگزين نظام امامت معصوم (ع) در عصر غيبت در ديدگاه نائينى يك ضرورت ثانويو در حد قدر متيقن و مرحله توافق روش عقلانى و روش تعبّدى و نيز به ميزان حسبه مورد توافق همه فقهاى اسلام حتى فقهاى اهل سنت و مخالفان ولايت فقيه از فقهاى شيعه بوده است و وى بر آن بوده است كه با ترسيم يك نظام سياسى مبتنى بر ولايت فقها بر امور حسبيه و در حد يك ضرورت اجتنابناپذير، مشروعيتى در احد مورد اتفاق همه فقهاى اسلام و حتى صاحبان اديان ديگر و عقلاى فاقد ديانت به اثبات برساند.
نائينى در اين كتاب به نظام سياسى جايگزين نظام امامت معصوم (ع) در عصر غيبت كه داراى مشروعيت ذايت باشد نپرداخته است و اين حلقه مفقود در سراسر كتاب تنبيهالامه به چشم مىخورد كه چرا نائينى هر بار در لابهلاى مباحث كتاب به مسأله ولايت فقيه رسيده بهنحوى از آن چشم پوشيده و به ولايت حسبى بسنده نموده است.
بىشك تصوير حكومتى مبتنى بر مشروعيت ذاتى و مشابه خود نظام امامت بالاصاله مىتواند حتى از حداقل ظلم ناشى از اغتصاب امامت كه در نظام مشروطه وجود دارد مبرّا باشد و اين همان نظام سياسى مبتنى بر ولايت فقيه است كه فقهايى چون شيخ كاشفالغطا صاحب جواهر، محقق نراقى، ميرفتاح مراغى، بحرالعلوم وامام خمينى قدس سره آن را پى افكنده و در ديدگاه اخير به ثمر نيز نشست. در بخش آتى علت اين چشمپوشى را پى مىگيريم.
ب- نائينى در عبارت هرچند كوتاه و گذرا به امكان مشروعيت نظام رياستى نيز اشاره نموده است.
وى در فصل سوم كتاب تنبيهالامه بهمنظور اثبات منحصر بودن نظام سياسى مشروع