فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٠ - نائينى در عبارتى تعريفگونه مىنويسد
مجلس بود كه به اعتقاد شيخ، عدم پايبندى آنها به موازين شرعى براى ايران و مشروطه خط ساز محسوب مىشد.
سرانجام پس از سه ماه تحصّن در صحن حضرت عبدالعظيم (ره)، بدنبال ردّ و بدل شدن سؤال از طرف متحصنين و پاسخ از طرف مجلس و وعده افزوده شدن برخى از خواستههاى وى در قانون اساسى توسط مجلس، تحصّن پايان يافت، لكن عدم انجام وعدههايى كه به شيخ داده شده بود سرانجام وى را بر آن داشت كه مشروطه را تحريم و حاميان آن را مرتد بنامد.
شيخ سرانجام به دست فاتحان مشروطهطلب تهران پس از استبداد صغير در عصر روز سيزدهم رجب ( [١] ٣٢٧ ه. ق) مظلومانه بر بام دار شهادت به لقاى معبود خويش شتافت و نه تنها حاميان مشروعه بهجاى مشروطه را در ماتم فرو برد بلكه طرفداران مشروطه را نيز غرق در اندوه ساخت.
در پايان اين ماجراى غمانگيز تقابل و درگيرى دو تفكر اسلامى در مشروعه و مشروطه در روند تحولات مشروطيت ايران بىمناسبت نيست كه از ديدگاه نائينى نسبت به شيخ فضلالله نورى در آخرين روزهاى چهار ماه واپسين تأليف كتاب تنبيهالامه كه در آستانه غروب عمر پرتلاش شيخ فضلالله نورى نيز بوده است يادى به ميان آورده و به اين گزارش متذكر گرديم كه:
ميرزاى نائينى كه از اخبار واصله از ايران در مورد سرنوشت شيخ فضلالله نورى نگران و هراسناك شده بود در اقدامى براى نجات وى به آخوند خراسانى متوسل مىشود و مىگويد: خبرهاى ناگوارى كه درباره شيخ به نجف اشرف مىرسد حاكمى از آن است كه جان وى در خطر است. اگر مشروطه خواهان او را بكشند آبرويى براى علما نخواهد ماند و بنا به برخى از گزارشهاى تاريخ مشروطيت سه مرجع بزرگ وقت در نجف اشرف (آخوند خراسانى، مازندرانى و تهرانى) تلگرافى مبنى بر لزوم حفظ جان و احترام شيخ به تهران مخابره مىكنند كه هرگونه مؤثر مىافتد و نه منتشر مىگردد.١
در يك نگاه كلى به دو ديدگاه مختلفى كه براى اسلامى شدن نظام سياسى جديد در
[١] . رك: گفتوگوى برادر ميرزاى نائينى با عبدالحسين حائرى زيرنويس، تشيع و مشروطيت در ايران، ص ٢٠٠.