فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٠ - دوره دوم ضابطهمند شدن فقه سياسى در چارچوب فقه اجتهادى
وجود نقلقول شيخ طوسى مبنى بر عدم انعزال نايب با موت قاضى اصل، بهدليل ثبوت ولايت شرعى و عدم دليل بر زوال آن، انعزال نايب را مورد تأييد قرار مىدهد. [١] اين نظريه منطبق با تئورى فقهى جديدى است كه امروز تحت عنوان وكالت فقيه نه ولايت مطرح مىشود.
شرايط عصر محقق حلى
محقق حلى، معاصر هلاكو خان مغول و وزير دانشمند وى خواجه نصيرالدين طوسى است كه بنابر نقل علامه حلى يكبار وى (خواجه) از طرف هلاكوخان مأموريت يافت تا با فقهاى حله و از آن جمله با محقق حلى ملاقات و مذاكره نمايد [٢] ، و اين واقعه درست در زمانى رخ مىدهد كه هلاكوخان سراسر ايران، عراق و شام را مورد تاخت و تاز قرار مىدهد. به گزارش رشيدالدين فضلالله در جامع التواريخ، خواجه با آوردن خود شاه كه وى و پدرش بر صدها قلعه اسماعيليان حكومت مىكرد به حضور هلاكوخان، آنگونه كه خود شعرى سروده است توانست بزرگترين مانع گسترش قدرت ايلخان مغول را در سال (٦ [٥] [٤] ه. ق) از سر راه بردارد: [٣]
سال عرب چو ششصد و پنجاهوچهار شد يكشنبه اول مه ذىالقعده بامداد
خود شاه پادشاه اسماعيليان ز تخت برخاست پيش تخت هلاكو بايستاد
سرانجام حكومت ١٧٧ ساله اسماعيليان در ايران به نهايت رسيد و علىرغم وعده هلاكوخان كليه وابستگان به خود شاه در ميان ابر و قزوين قتل عام گرديدند.٤
دومين نقش تعيينكننده خواجه، تشويق ايلخان مغول به فتح بغداد٥ و خنثى نمودن توطئه منجّمان در مورد پيامدهاى سهمگين و جبرانناپذير حمله به بغداد و فرار از مرگ هلاكو بود كه خواجه با زبانى ساده تمامى آن چيزهاى غيبى منجمان طرفدار دربار
[١] . همان، ص ٧١ (والقول بانعزاله اشبه).
[٢] . سيدمحسن امين، اعيان الشيعه، ج ٤، ص ٩٠، ابن فهد در كتاب المهذب البارع در شرح المختصر النافع رسالهاى را در باب تياسر از قبله نقل مىكند كه مجموعهاى است از پاسخى كه محقق حلى به سؤال خواجه نصيرالدين طوسى در مورد تياسر از قبله داده و سخت مورد توجه اين دانشمند ذىفنون قرار گرفته است.
[٣] . خوانسارى، روضات الجنات، ج ٦، ص ٣١٥.
[٤] . جامعالتواريخ، ص ٦٩٧-٦٩٥.
[٥] . خوانسارى، پيشين.