فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥١ - ابهامات در انديشه سياسى شيخ طوسى
كاملاً فقه استدلالى مىباشد.
يكى از دلايل توجيهى كه براى پرداختن بسيارى از فقها به مسائل سياسى معمولاً ذكر مىشود آن است كه اينان دستيابى به حكومت مستقل و توأم با امنيت را براى فقها در زمان غيبت ناممكن مىدانستهاند و همواره شرايط تقيه را حاكم مىپنداشتهاند.
اين توجيه با توجه به شرايط عصر شيخ طوسى كه دولتهاى شيعه در حلب، بعلبك، بغداد و مصر تشكيل شده و بويژه تشيع در دوران زمامدارى آلبويه عزت و شكوه بسيارى يافت، نمىتواند در مورد شيخ طوسى صادق باشد.
آيا چشمپوشى شيخ طوسى از طرح مسائل سياسى و حكومتى در كتاب فقهى استدلالى خود المبسوط
بهدليل آن بوده كه وى فقها را در زمان غيبت موظف به برپايى دولت حق نيابى نمىدانسته است، چنانكه در ابن مورد حتى در النهايه نيز سخن روشنى به ميان نياورده است؟ يا اينكه شرايط اختناق و سركوب كه چندينبار زندگى شيخ طوسى را با خطر جدى مواجه ساخت و وى متهم به همدستى با طرفداران خلافت فاطمى مصر گرديد موجب سكوت وى در اين زمينه شده است.
ولى با وجود اين، ديدگاه اصلى سياسى شيخ طوسى در مورد حكام زمان بهطور تلويح در كتابهاى وى آمده است.
شيخ طوسى با طرح نظام سلطان عادل بهطور غيرمستقيم همه دولتها و حكومتهاى غيروابسته به امام معصوم (ع) را تحريم نموده است و هركجا كه از سلطان جور و سلطان ضلال نام برده است بىشك نظامها و دولتهاى زمان را به ذهن مخاطب متبادر مىنموده است.
اگر شرايط اختناق و سركوب در آن حد بوده كه مانع از طرح تفصيلى ديدگاه شيخ طوسى در مسائل سياسى و حكومتى بوده؛ بىشك مىبايست وى را از پرداختن به همين مسائل به ظاهر جزيى و سربسته نيز باز مىداشت.
جالب آن است كه كتاب الجهاد در المبسوط از نظر مسائل حكومتى بسيار ضعيف مىباشد و بار وجود اينكه اصولاً مسئله جهاد يك بحث كاملاً سياسى مىباشد لكن بعد حكومتى آن ناديده گرفته شده و حتى در مبحث بغات كه علامه حلى و ديگران به مناسبت به شرايط حكومت مشروع پرداخته و حكومتى كه شورش برعليه آن موجب