فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٩ - نائينى در عبارتى تعريفگونه مىنويسد
شبهات مستدل و مستند شيخ فضلالله نورى [١] علىرغم جوابهاى فقيهانه ميرزاى نائينى در تعدادى از علما و فضلاى درجه اول تهران و مجلس شوراى ملى چون سيد عبدالله بهبهانى و سيد محمد طباطبايى كه خود از مجتهدان معروف به شمار مىآمدند تأثير فراوانى گذارد و در اصلاح قانون اساسى و تدوين متمم آن سهم بسزايى يافت.
در اخلاص بسيارى از شريعت خواهان مخالف مشروطه ترديدى نمىتوان روا داشت لكن شيوههايى كه در اين راستا دنبال مىشد بعضاً غير منطقى، عجولانه، تحريكآميز و بر خلاف شيوههاى روشنفكران آزاديخواه متناسب با شرايط زمان نبود.
در اينجا بهعنوان مثال، يكى از اين شيوهها را متذكر مىشويم:
هنگامى كه متن اصلاح شده قانون اساسى مشروط براى رفع اختلاف به نجف اشرف جهت اعلام نظر مراجع بزرگ آن زمان فرستاده شد تعدادى از علماى تهران به آخوند خراسانى پيشنهاد نمود كه: «حكم فرماييد يكى از شرايط قانون اساسى اين باشد كه ابدالدهر هر پنج نفر از علماى تهران جزء مجلس باشند». [٢]
مرحوم خراسانى در پاسخ نوشت
: «اين چه بيهودگى است در صورتى كه متجاوز از سى نفر از علما در مجلس موجودند طبقه آقايان مىتوانند علماى بزرگ را وكالت داده به مجلس بفرستند». [٣]
شيخ فضلالله نورى زمانى خود از سران مشروطهخواه بود و بر اين امر تأكيد مىورزيد كه مرا در موضوع مشروطيت و محدود بودن سلطنت ابداً حرفى نيست بلكه احدى نمىتواند ضرورت آن را انكار كند؛ بدون ترديد جلوگيرى از بدعتها، محدود نمودن اختيارات سلطنت و تعيين حقوق و مسؤوليتهاى كارگزاران دولت، قانون اساسى و داخلى و نظامنامه مىطلبد. ما طالب اسلامى بودن مشروطه و قوانين مصوب مجلس هستيم.
آخرين موضعگيرى شيخ فضلالله نورى در برابر مشروطه مجلس شوراى ملى پس از برخى اصلاحات قانون اساسى توسط مجلس، پيشنهاد اخراج تعدادى از نمايندگان از
[١] . رك: محمد تركان، مكتوبات، اعلاميهها و چند گزارش پيرامون نقش شيخ فضلالله نورى درمشروطيت و محمدمهدى شريف كاشانى، واقعات اتفاقيه در روزگار و هما رضوانى، لوايح آقا شيخ فضلالله نورى.
[٢] . رك: على شاكرى، سياحت شرق، ص ٣٦٦.
[٣] . همان.