فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٨ - ج - درگيرى با مسائل استقلال عراق
بىتفاوت باشد. جنگ بينالملل فرصتى را براى تحولات سياسى بنيادين در عراق بهوجود آورده بود كه قهرمان «بنياد فقهى مشروطه» اين بار مىبايست نه تنهاخود بلكه فقها و مراجع وقت را براى حل مشكل استعمارى عراق بسيج نمايد.
مشاركت اكثريت فقها و مراجع شيعه در استقلال عراق هرگز علىرغم همزمانى جنگ جهانى اول، ارتباطى با مسائل سياسى و بينالمللى آن زمان مانند: اعلان جهاد مفتى عثمانى بر عليه متفقين، نامه علماى كاظمين به خليفه عثمانى در مورد اشغال نظامى ليبى و حتى مسأله مشروطيت ايران نداشت و خود حركت مستقلى بود كه با مشاركت برخى از علماى اهل سنت عراق سازماندهى شد و هدف اوليه آن صرفاً برانداز استعمار انگليس در عراق و روى كار آمدن يك حكومت ملى بود.
شباهتى كه در مقايسه اين حركت در عراق با قيام مشروطيت در ايران ديده مىشود آن است كه رهبران روحانى اين دو جنبش سياسى، تنها به پيروزى در حد مرحله ابتدايى چشم دوخته و درصدد حل مسائل و مشكلات بودند و از پيش به راه حلهاى مراحل بعدى نمىانديشيدند كه مثلاً پس از پيروزى مشروطيت در ايران براى كنترل نفوذ شاه بهعنوان رييس قوه مجريه و نيز نظارت بر مجلس شوراى ملى بهعنوان نهاد قانونگذارى چه روشهايى را بايد به كار گرفت و همچنين در عراق پس از پيروزى و استقلال، ساختار حكومت و مشاركت شيعه و سنى در حاكميت چه سان خواهد بود؟ معمولاً به دليل آنكه به وحدت لطمه نزند و نيروها را بهرز ندهد و مانع از پيروزى در مرحله اول نشود مسكوت گذارده مىشد. كه برخى ندانسته آن را به عدم اطلاع اين بزرگان نسبت دادهاند و ما در گذشته از آن سخن گفتيم.
گرچه رهبرى مذهبى جهاد بر عليه استعمار انگليس در جنبش استقلالطلبانه عراق در سال ( [١] ٩٢٠ م) با مرحوم ميرزا محمدتقى شيرازى معروف به ميرزاى شيرازى كوچك و شريعت اصفهانى بود ولى به شهادت گواهان متعهد، ميرزاى نائينى در اين جنبش نقش بسيار مؤثرى داشته و عملاً در جهاد و قلماً در تنظيم بيانيهها حضور فعال نشان داده است.١
[١] . رك: گزارش حائرى از فرزند ميرزاى نائينى در تشيع و مشروطيت، ص ١٧٢ و نيز گزارش او از مرحوم آيةالله العظمى مرعشى نجفى و همان ص ١٦٩.