فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧١ - الف - بنيانگذارى مشروطه
نكته ديگرى كه در اين ميان حايز اهميت است اين است كه معمولاً آثار مكتوب، راه حلهاى سازمانيافته در تعقل و حوزه ادراك را نشان مىدهد و همين راه حلها وقتى در عمل ظاهر مىشوند چندان هم نظاميافته به نظر نمىرسند و اينجاست كه نظريهپرداز كه خود در عرصه عمل نظريهاش را مىآزمايد به گسيختگى در مناسبات منطقى بين اجزاء نظريه خود واقف مىگردد ولى با وجود اين، كلمات نوشتارى به مراتب بهتر و رساتر از اجزاء يك رويداد تاريخى با ما صحبت مىكنند بويژه اينكه گاه اين ما هستيم كه به برخى از رويدادها معنى مىدهيم و چه بسا كه بههنگام وقوع فاقد معنى خاصى بوده است.
معمولاً صاحبنظرانى كه طرح يك راه حل سازمانيافته را براى نجات يك جامعه از چنگال مشكلات ريشهدار ارائه مىدهند در حالى مشغول تدوين و تنظيم نظريه خود مىشوند كه از جامعه مورد نظر حالتى بحرانزده و نامطلوب در ذهن خود تصوير مىكنند و با خلاقيت ذهنى در صورت انطباق با تئورى جديد و راه حل تدوينشده آن را در شرايطى كاملاً مطلوب مىبينند اما چنين نيست كه هميشه اين آرزوها به واقعيت منتهى گردد.
حوادثى كه به دنبال اعلام مشروطيت و تشكيل اولين مجلس شوراى ملى در ايران به وقوع پيوست نشان داد چگونه نتيجه آن همه فتواهاى فقها و مراجع تقليد، تلاش علماء بيدار ايران، مجاهدتهاى مشروطهطلبان متعبد به شرع، خونهايى كه براى بارور شدن مشروطيت و نفى استبداد ايثار گرديد و بالاخره محصول آن همه مبارزات چنان شد كه رضاخان به قدرت رسيد و وارث فتواى فقها و اشك و خون ملت گرديد.
الف - بنيانگذارى مشروطه
ترديدى نيست كه در بنيان فقهى و فكرى مشروطه، ميرزاى نائينى نقش اول را بر عهده داشت و مساعى وى بالاخص در فترت استبداد صغير: مشروطه را نجات داد و آنچه كه در گذشته در مورد نقش محقق خراسانى نسبت به مشروطه گفته شد درباره ميرزاى نائينى نيز صدق مىكند. زيرا كه عامل به صحنه آمدن محقق خراسانى در جريان مشروطه در حقيقت خود ميرزاى نائينى بوده است.
براى نائينى و همفكرانش كه همواره كار علمى در حوزه علميه ارجعيت داشته است