فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤٠ - لحن آمرانه شاه و صلابت ميرزاى شيرازى
مردم؛ شاه دستور تبعيد ميرزاى آشتيانى را كه متنفذترين فقيه تهران در آن عصر بود و خود از شاگردان برجسته شيخ انصارى و همپايه ميرزاى شيرازى به حساب مىآمد صادر نمود [١] و خود سيد جمالالدين اسدآبادى با وضعيت نامطلوب و اهانتبارى در بست حضرت عبدالعظيم (ع) دستگير و سرانجام به بصره تبعيد شد و فال اسيرى قدرتمندترين شخصيت روحانى فارس كه از طريق بندرعباس به سوى عراق تبعيد گرديد و اين قدرتنمايىها در شرايطى انجام پذيرفت كه دربار و شخص شاه از قيام مردم به وحشت افتاده و در موضع انفعال قرار گرفته بودند. [٢]
لحن آمرانه شاه و صلابت ميرزاى شيرازى
مطالعه لحن آمرانه نامه ناصرالدينشاه به مقتدرترين مرجع تاريخ تشيع كه از وى به آقاى مطلق در جهان تشيع نام برده مىشد، بيانگر شرايط سياسى زمان و نامساعد بودن زمينه براى تحولات اساسى است.
به نظر مىرسد نپرداختن ميرزا به مسائلى چون خلع ناصرالدينشاه و تحولات اساسى در حكومت ايران نه بهخاطر ترديد وى در اطلاق ولايت فقيه بوده است بلكه ريشه در انتخاب شيوه و يافتن نقطه آغازين حركت داشته است.
اقدام حساب شده و هدفدار ميرزاى شيرازى در حقيقت تكيه روى اين نكته داشت كه با قطع سلطه اجانب تحولات بعدى در روند سياسى ايران اجتنابناپذير خواهد بود و لذا در اين مرحله، كارى به استبداد نبود و حتى شاه به ظاهر اسلام پناه و «خلد الله تعالى ملكه» هم تلقى مىشد.
صلابت ميرزا در احكام صادره، ميزان اعتماد و اطمينان وى را به موفقيت در راه دشوارى كه آغاز كرده بود نشان مىدهد.
پس از قيام خونين مردم پايتخت [٣] به هوادارى از ميرزاى آشتيانى و به منظور جلوگيرى از تبعيد وى توسط شاه و ترس از گسترش غير قابل مهار رويارويى مردم و دربار، موجى از نامه و تلگراف به سمت سامرا سرازير شد و علما، كسبه، درباريان و
[١] . رك: ابراهيم تيمورى، تحريم تنباكو، ص ١٥٠ و ميرزا رضا زنجانى، تحريم تنباكو، ص ٩٩.
[٢] . همان، ص ١٥٤.
[٣] . همان، ص ١٧٤-١٥٧.