فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٠ - شيخ انصارى و ولايت فقيه
حكومت اسلامى بودهاند و انتظار به كارگيرى اصطلاحات رايج زمان ما در گفتار كسانى كه يك قرن و نيم با ما فاصله زمانى دارند بىمورد است و اگر اين خدشه نامناسب را از كلام فقها به كلام ائمه (ع) و سپس به كلام پيامبر (ص) و آنگاه به كلام خدا توسعه دهيم، خواه ناخواه نتيجهاى كه از كلام صاحب جواهر گرفته شده به همه موارد فوق تسرّى خواهد نمود. چنانكه على عبدالرزاق در كتاب اصول الحكم فى الاسلام به اين نتيجه رسيده است كه قرآن هرگز به مسأله دولت نپرداخته و نظريهاى را در اين زمينه ارائه نداده است و هدف اسلام هدايت مردم است نه حاكميت بر مردم.
شيخ انصارى و ولايت فقيه
شيخ انصارى در تبيين اصل ولايت فقيه راه جديدى را باز كرده و ابتدا قضيه ولايت را به دو قضيه ايجابى و سلبى تحليل نموده و از دو سو به مسأله ولايت نگريسته است: [١]
١. تصرفات مستقل در امور خصوصى و عمومى مردم اعم از احكام و موضوعات.
[٢] . مشروط بودن تصرفات ديگران به اذن در امور عمومى و در امور خصوصى ديگران.
ايشان سپس به بررسى تعميم هر دو قضيه به دو حالت ولايت امام معصوم (ع) و ولايت فقيه پرداخته و در حقيقت مسأله ولايت را در چهار صورت ممكن مورد دقت نظر قرار داده است كه در ادامه بررسى با دو صورت ديگر مسأله در شرايط فقدان فقيه جامعالشرايط نيز آشنا خواهيم شد.
در بررسى ويژگيهاى بحث شيخ انصارى در مسأله ولايت فقيه اين نكته مىتواند حائز اهميت باشد كه شيخ عنوان بحث را از ابتدا بهطور دقيق و مشروح تعريف مىكند و ولايت افتا و ولايت قضائى فقيه را از موضوع بحث خارج مىسازد و ولايت مورد بحث را منحصر در تصرفات در اموال و نفوس مىكند و سپس آن را به احكام و موضوعات توسعه مىدهد.٢
ولايت به اين معنى شامل كليه اختيارات حقوقى و سياسى در قلمرو امور خصوصى
[١] . رك: مكاسب شيخ انصارى، ج ٢، ص ٣١، انتشارات اسماعيليان، ١٣٧٤.
[٢] . همان، (الثالث، ولاية التصرف فى الاموال و الا نفس و هو المقصود بالتفصيل هنا).