فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩ - پيشگفتار
مىدانستند و هرگاه فرصتى مىيافتند در تحقير ابن جيفه و مظهر دنياپرستى از قلم و زبان كوتاهى نمىنمودند.
گرچه در اين ميان به اندك مواردى مىتوان دست يافت كه حكام از فقها بهخاطر حسن تدبيرشان در امور قضايى و فتوايى زبان به ستايش گشوده و احترام را تا سرحد توان پيش بردهاند. [١] و يا فقها در تمشيت امور ملك و مملكتدارى و رعيتپرورى از حكام، تمجيد و تحسين نمودهاند و از آنان به صنعت عدلپرورى ياد كردهاند. [٢] لكن اين موارد، در مقابل جريان غمانگيز فاجعههاى ناشى از برخورد تاريخى زمامداران با فقيهان عالمان زمان و نيز عكسالعملهاى تحقيرآميز و تهديدكنندهاى كه بهطور مستقيم و غيرمستقيم از طرف جناح دينى بر عليه حكام سازماندهى مىشد بيشترين بخش مقابله دو جناح را در تاريخ نشان مىدهد كه در بسيارى از موارد اين همگرايى ناخواسته را به تعارضى منازعه برانگيز و مبارزهاى عميق مبدل مىساخت.
مطالعه موارد مختلف همگراييها، منازعهها و مبارزات اين دو جناح در تاريخ گذشته نشان مىدهد كه نه همگرايى به معنى رضايت دو جناح از اين تفكيك قدرت ناخواسته بوده و نه مبارزات به معنى نپذيرفتن عينى واقعيتهاى موجود بوده است و قاعده دفع افسد به فاسد براى هر دو جناح، راه نهچندان مسالمتآميزى را باز و به نوعى همزيستى و همگرايى توأم با تضاد را بهوجود آورده بود.
تابستان ١٣٨٢
عميد زنجانى
[١] . نمونه اين نوع تقديس را در نامه محرمانه فتحعلى شاه به شيخ احمد احسائى مىتوان ديد در اين نامه، وى به عناوينى چون حجةالله البالغه، علامةالعلما، افقه الفقها توصيف شده ر ك: عبدالرفيع حقيقت، تاريخ نهضتهاى فكرى ايرانيان، ص ١٣١٢.
[٢] . نمونه اين قرار را مىتوان در نامه ميرزاى قمى به فتحعلى شاه مشاهده كرد رك: ميرزاى قمى، رد بهميرزا عبدالوهاب، ص ٦٩.