فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨١ - د - نظريه مردود
[٢] . در عصر غيبت امام زمان و سلطان عصر (ع) نوّاب عامه آنحضرت كه همانا فقهاى جامعالشرايط مىباشند، قائممقام در كليه امور و شئون امامت هستند و تمامى اختيارات امام (ع) را جز مواردى چون جهاد ابتدايى برعهده دارند.
[٣] . نواب عامه بهطور كفايى واجب است مقام نيابت را عهدهدار شوند و به ميزان مقدور مسؤوليتهاى ناشى از آن را به انجام برسانند.
٤. بر عموم مردم نيز واجب كفايى است كه فقها را در رسيدن به اهداف مذكور به قدر توان يارى برسانند. [١]
صاحب جواهر در اين راستا نظريه مشروط بودن وجوب تصدى ولايت به قدرت و امكان را شديداً رد مىكند و آن را از واجبات مطلق مىشمارد و به تفاوت آن با مواردى چون شرط استطاعت مالى در حج تصريح مىنمايد و قبول مسؤوليت را براى فقيه تا زمانى كه از آن ناتوان نگرديده امرى واضح مىشمارد.٢
د - نظريه مردود
صاحب جواهر ضمن بحث از وجوب تصدى ولايت براى فقيه عادل نظريهاى را مطرح مىكند كه خود آن را مردود و شگفتانگيز مىشمارد.٣
نظريه مزبور حاكى از آن است كه به مقتضاى تقيه زمانى، قيام براى تصدى حكومت براى فقهاى جامعالشرايط واجب نيست و حتى در صورت فقدان شرايط تقيه خوفى و امكان ايجاد شرايط بسط يد فقيه جامعالشرايط در حال غيبت و در شرايط وجود سلطان جور به موجب تقيه زمانى، تكليفى براى فقيه جامعالشرايط در جهت ايجاد دولت عدل و حكومت صالح وجود ندارد.
بنابراين نظريه مردود، در دوران غيبت در فرض حاكميت سلطان جور، شرايط تقيه حاكم مىباشد و در حقيقت اين نوع تقيه قسم سومى از اقسام تقيه مىباشد كه از نصوص اسلامى استنباط گرديده است:
١. تقيه خوفى كه در شرايط خطر و ضرر حاكم مىباشد.
[١] . همان، ص ٤٨٤-٤٨٢.
[٢] . رك: جواهرالكلام، ج ٢٢، ص ١٥٦.
[٣] . همان، ص ١٩٥.