فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٧ - واژههاى سياسى
فقهاى متأخر تحتعنوان ولايت فقيه در واقع نوعى بازگشت به اصالت نخستين ولايت و جامعيت امامت و جلوگيرى از تحريف سياسى و نيافتادن در ورطه جدايى سياست از ديانت مىباشد كه در كاربرد عينى واژه سلطنت منظور گرديده است.
واژههاى سياسى
مطالعه سير تحول واژههاى سياسى چون حكومت و حاكميت، سلطنت و سلطان، والى و رعيت و نظاير آن نشان مىدهد كه هيچكدام از اين واژهها ديگر ظرفيت ارائه مفهوم جامع امامت را ندارد و براى احياى نظام امامت چارهاى جز بكارگيرى واژه ولايت نيست و اين تنها واژه سياسى متناسب با نظام سياسى است كه در طول ادوار و تحولات سياسى متناسب با نظام سياسى است كه در طول ادوار و تحولات سياسى از سوءاستفاده و تحريف مصون مانده است و اگر از مشتقات اين واژه بهصورتهايى چون والى، متولى، مولا و نظاير آن استفاده شده، بههيچوجه از اين كلمات مفهوم نظام سياسى منظور نگرديده است ولى در قاموس سياسى شيعه امر همچنان در قداست اوليه خود باقى مانده است.
معمولاً در تعابير رايج و فرهنگ سياسى معاصر حكومت به معنى مجموعه نهادهاى حاكم و حاكميت به مفهوم اقتدار عالى و سلطه فراگير و نيز سلطنت به معن نوعى حكومت موروثى و غيرانتخابى و سلطان به مفهوم شاه تاجدارى كه وارث سلطنت شاه قبلى است اطلاق مىگردد كه با مفاهيم سياسى اصيل اسلامى چون امامت و ولايت تغاير ماهوى دارد.
لكن گذشته از عواملى چون تحول اصطلاحات سياسى و تحريف و سوءاستفاده از واژههاى سياسى، عناوينى چون سلطان و سلطنت ريشه در متون اصيل اسلامى دارد و بكارگيرى آنها با حفظ مفاهيم اصلى آنها خالى از اشكال مىباشد.
سلطنت به مفهوم قرآنى، موهبتى است الهى كه همراه با آيات بر موسى نازل گرديده است: (وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسىٰ بِآيٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِينٍ).١ امام على (ع) از امامت به سلطنت و سلطان تعبير كرده است:
«سلبونى سلطان ابن
[١] . غافر، آيه ٢٣.