فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٤ - 6 راهكار مشكلات سياسى زمان
در هر حال اگر نظر كاشفالغطاء را در قالب يك ولايت حكومتى و نظام سياسى و دولت يكپارچه مورد مطالعه قرار دهيم مىتوان چنين فرض كرد كه، فقيه افضل، بهطور مستقل و بىواسطه عهدهدار افتاء و تقنين مىشود و همه نيازهاى قانونى كشور را براساس اجتهاد شخصى از ادله فقهى استنباط و ارائه مىدهد و قضات مجتهد را براى دادرسى در امور قضايى نسب مىنمايد و اداره امور اجرايى را به عهده رئيسالمسلمين واگذار مىنمايد. در اين بين دو قوه از استقلال كامل برخوردار مىباشد نخست: قوه افتاء قانونگذاررى و دوم: قوه قضائيه (قضات مجتهد) لكن ركن سوم از استقلال برخوردار نمىباشد و عزل و نصب و اذن و سلب اذن از رئيس المسلمين برعهده فقيه افضل خواهد بود.
٦. راهكار مشكلات سياسى زمان
گرچه نتيجه عينى و ظاهرى نظريه كاشفالغطاء، تأييد فتحعلى شاه و امضاى صلاحيت وى در تضمين امنيت و آسايش ملت ايران بوده است و اين امر به بسيارى از معاصران شيخ چون علامه صدر (داماد كاشفالغطاء) و نيز نويسندگان متأخرى چون حائرى نويسنده كتاب نخستين رويا و روييهاى انديشهگران ايران با دو رويه بورژوازى غربگران آمده است، لكن رعايت احتياط در آثار كاشف الغطاء فراوان ديده مىشود.
الف
- در متن فرمان اذننامه كاشفالغطاء به فتحعلى شاه چنين آمده است:
«اگر من اهليت اجتهاد داشته و داراى صلاحيت نيابت از سادات زمان باشم به فتحعلى شاه اجازه دادم كه...». [١]
ب
- پس از اعطاى فرمان و اجازه مديريت جهاد برعليه روس به فتحعلى شاه بلافاصله به نصيحت سلطان پرداخته و او را به رعايت موازين شرع و احتياط در انتخاب فرماندهان و كارگزاران دولتى توصيه مىكند و اجتناب از اهل فساد و جور را مورد تأكيد قرار مىدهد و در اين توصيههاى مؤكد حتى به تعهد فرايض و عبادات سفارش مىكند و عدالت و مساوات را متذكر و عدم مخالفت با منسوب عنه (خود كاشفالغطاء) و عدم نسبت دادن پيروزى به خود و انتخاب افراد متدين و امين را يادآور مىشود و در پايان
[١] . همان.