فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥١ - دوره دوم ضابطهمند شدن فقه سياسى در چارچوب فقه اجتهادى
براى خود مىدانست. [١]
دوگانگى عمل سياسى
نمونه اين دو نوع برداشت را در زندگى دو عالم بزرگوار معاصر شيعه: (شيخ بهايى ملازم نظام صفوى و مقدس اردبيلى انزواطلب) ملتزم به اقامت در نجفاشرف مىتوان ديد.
شاه طهماسب صفوى دستور داده بود نامه مقدس اردبيلى در رابطه با درخواست كمك براى يكى از سادات ايران را به هنگام مرگ در كفن او جاى دهند تا بتواند به استناد آن از عهده پاسخ سؤالات قبر برآيد. [٢]
نامه ديگر وى به شاهعباس صفوى اين عبارت نقل شده است: «بانى ملك عاريت عباس بداند! اگرچه اين مرد اول ظالم بود اكنون مظلوم مىنمايد چنانكه از تقصير او بگذرى شايد كه حقسبحانه و تعالى از پارهاى از تقصيرات تو بگذرد كتبه بنده شاه ولايت: احمد اردبيلى». [٣]
مقايسه عنوان اين نامه در مورد شاهعباس كبير در مقايسه با القاب و عناوينى كه مثلاً مجلسى در موارد مشابه آورده دو نوع تفكر و روش سياسى را كاملاً روشن مىسازد.
ديدگاههاى فقهى مقدس اردبيلى برخلاف عملكرد و موضعگيرى محتاطانه و انزواطلبانه وى در مسئله ولايت فقيه كاملاً آشكار و بهطور شگفتانگيزى شفاف مىباشد.
با وجود اين، وى در توجيه روايات مربوط به تحريم همكارى و مشاركت در دولت جائر معتقد است كه مصداق اين روايات كسانى هستند كه وابستگى و همكارى با جائران را وسيله رسيدن به مال و جاه دنيايى قرار مىدهند و كسانى را كه به قصد ترويج دين و انجام وظايفى چون امر به معروف و نهى از منكر، برآوردن نياز حاجتمندان، گرهگشايى از كار گرفتاران و حمايت از مظلومان پا در بساط دولتمردان جائر مىنهند
[١] . خوانسارى، روضات الجنات، ج ١، ص ٨٣.
[٢] . همان، ص ٨٤.
[٣] . همان، ص ٨٥.