فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١٩ - دوره دوم ضابطهمند شدن فقه سياسى در چارچوب فقه اجتهادى
صدوق تا شهيد اول در كتابهاى فقهى شيعه بهعنوان وظايف نواب عام در عصر غيبت بيان شده بود.
فقهاى شيعه كه بالاتفاق تصدى امور عمومى در دولت جائر را براى انجام وظايفى چون امر به معروف و نهى از منكر، قضاوت، تنفيذ احكام اسلام و اقامه حق و عدالت واجب و حداقل، جايز مىشمردند، اكنون در برابر جامعه يكدست شيعه كه پيروى از فقهاى شيعه را جزيى از تكاليف شرعى خود مىدانستند چه عكسالعملى بهتر از آن مىداشتند كه به مردمشان كه ايتام آل محمدشان مىخواندند به پيوندند و رسالت تاريخى خود را انجام دهند.
اصولاً حذف گرايش صوفيانه از دولت صفوى به همت فقهاى شيعه چون علامه مجلسى انجام گرفت، والا سلاطين صفوى چرا مىبايست وجهه و چهره شبه خدايى كه قزلباش براى سلطان اسماعيل قائل بود را از دست مىداد، قداستى كه از تشيع صوفيانه براى سلاطين صفوى حاصل مىشد به مراتب قويتر از مشروعيت فقهى متزلزل و ناپايدارى بود كه احياناً با تحمل دردسرهاى زيادى از جانب فقها به دست مىآوردند.
همكارى يا مصلحت اسلام
همكارى فقهاى شيعه با سلاطين صفوى هنگامى گسترش يافت كه ايران مهد تشيع بهطور جدى از جانب عثمانى سنى مورد تهديد قرار گرفت، اين خود بوضوح علت اصلى حضور فقهاى شيعه در كنار دولت مستقل شيعى صفوى را روشن مىسازد.
در دوران شكوفايى و اقتدار حكومت سلطان اسماعيل صفوى غير از محقق كركى چند تنى بيش، از فقهاى شيعه از دعوت وى استقبال ننمودند. [١] پس از استقرار دولت فراگير و مستقل شيعه در ايران در عصر صفويه، مفتى اعظم دربار عثمانى فتوا داد كه هركس يك شيعه را بكشد بهشت بر او واجب مىگردد و استرقاق زن و مرد شيعى را بر همگان آزاد نمود. [٢] پيامد اين فتوا قتلعام شيعيان در قلمرو حكومت عثمانى و موج
[١] . رك: خواند مير، حبيبالسير، ج ٤، ص ٦٠٩.
[٢] . رك: مسجد جامعى، زمينههاى تفكر سياسى در قلمرو تشيع و تسنن، ص ٢٨٢ و رسول جعفريان، تاريخ تشيع، در ايران، ص ٣٦٩.