جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٤ - بخش اول فضیلت علم
براى رضاِی خدا به دِیگران بِیاموزد در ملکوت آسمانها از او به عظمت و بزرگِی ِیاد مِیشود. (منْ تَعَلّمَ الْعِلْمَ وَعَمِلَ بِهِ وَعَلّمَ لِلّهِ دُعِِی فِِی مَلَکوتِ السّمَاوَاتِ عَظِِیماً) [١] در طول تارِیخ بقاء هر مکتب و آِیِینِی مبتنِی بر سه اصل مسلّم بوده است:
اصل اول، عقلانِیّت: دِین ِیا مکتبِی مِیتواند پاِیدار بماند و جهانِی شود که پاِیه آن بر اساس عقلانِیّت و مبانِی عقلاِیِی باشد. دِینِی که بر اساس موهومات و خرافات و امور غِیر معقول پاِیهرِیزِی شده، چند صباحِی بِیش باقِی نخواهد ماند. به مرور زمان عقلاِی عالم بر مجموعه دستورات آن دِین اشکال کرده و آن دِین کم به کم رو به اضمحلال و از بِین رفتن مِیرود. دِین اسلام کاملاً بر اساس عقلانِیت تشرِیع شده و با گذشت بِیش از چهارده قرن احکام و دستورات آن کاملاً عقلاِیِی است. ضمن اِین که در قرآن و فرماِیشات رسولالله صلِّی الله علِیه و آله بِیش از ادِیان دِیگر دعوت به تعقل و تدبّر و علمآموزِی شده است.
اصل دوم، داشتن الگو: دِینِی مِیتواند پاِیدار بماند که داراِی الگو و به تعبِیر قرآن اسوه حسنه باشد باِید الگوهاِی دِینِی به طور ملموس و محسوس در جامعه وجود داشته باشند که آن الگوها نمونه عملِی آن دِین باشند. در دِین مبِین اسلام در درجه اول رسولالله صلِّی الله علِیه و آله و اوصِیاِی آن حضرت، الگوهاِی کامل و جامع در تمام جهات و براِی همه زمانها بودهاند.
در زمانِی که مردم تولد دختر را ماِیه ذلّت خود شمرده و دختران را زنده به گور مِیکردند و با خشونت و خُلق و خوِی زشت و ناپسند با ِیکدِیگر رفتار مِیکردند رسولالله صلِّی الله علِیه و آله با اخلاق بسِیار نِیکو، مردم آن زمان را که در نهاِیت جهل و خرافات به سر مِیبردند تربِیت و تزکِیه نمود.
بعد از چهارده قرن الگوهاِی عملِی اسلام روحانِیتِ خودساخته هستند. کسانِی همچون شِیخ مفِیدها، سِید مرتضِیها، کلِینِیها، شِیخ طوسِیها، شِیخ انصارِیها و امثال آنها، بقاء دِین به وجود ارزشمند همِین علماِی عاملِین بوده است.
آنان احکام دين را همانگونه كه از رسولالله و اوصِیاِی آن حضرت رسِیده بود، به مردم رسانِیده و در اِین راه سرزنش مردم و مشکلات متعدد، كمترين تأثيرِی در عزم راسخ آنان نگذاشت بلکه در برابر قدرتهاِی ظالم و گمراهان ايستادگِی کرده و در راه تبلِیغ دِین از أحدِی نترسِیدند. (الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاَتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لاَ يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ)[٢]
[١] الكافي (ط - دار الحديث) ج١، ص: ٨٦.
[٢] سوره احزاب، آِیه ٣٩.