جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٦٤ - ١١ تواضع نجاشی در برابر خدا و پذیرش حق
١٠. من هم مثل دِیگران بنده خدا هستم
روزِی سلمان فارسِی براى احترام به پيامبر صلِّی الله علِیه و آله به پاهاى رسول اکرم افتاد و بر آن بوسه زد. پيامبر ضمن جلوگيرى از اين كار، خطاب به سلمان فرمود: از كارهاِیى كه عجم «غير اعراب» در برابر شاهان خود انجام مِیدهند خوددارِی کن. من نِیز بندهاى از بندگان خدا هستم، از آنچه آنان مِیخورند مِیخورم و همانجا كه مردم مِینشينند مِینشينم.[١]
١١. تواضع نجاشِی در برابر خدا و پذِیرش حق
نجاشِی پادشاه حبشه با اِین که مسِیحِی بود، داراِی صفات انسانِی مانند عدالت و مهربانِی بود. هنگامِی که پِیامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله در آغاز بعثت، گروهِی از مسلمانان را به سرپرستِی جعفربن ابِیطالب به حبشه فرستاد، نجاشِی به آنها پناه داد و کمال احترام را از آنها به عمل آورد. پناهندگان حدود پانزده سال در حبشه ماندند و سپس به مدِینه مهاجرت کردند.
در موقعِی که مسلمانان در حبشه بودند رسولخدا نامهاِی براِی نجاشِی نوشت و او را به اسلام دعوت کرد و چند آِیه قرآن را که مربوط به حضرت عِیسِی و مرِیم علِیهما السلام بود. در نامه نوشت. وقتِی نامه به نجاشِی رسِید، نامه را گرفت و بعد از قدرِی تأمل از روِی احترام به چشمش گذاشت و به جهت تواضع در برابر پِیامبر از تختش پاِیِین آمد و روِی زمِین نشست و گواهِی به ِیکتاِیِی خدا و صدق رسالت پِیامبر داد. سپس به نامهرسان گفت: اگر براِی من ممکن بود خدمت پِیامبر مِیرسِیدم، ولِی افسوس که نمِیتوانم. سپس در جواب نوشت: ِیا رسولالله دعوت شما را اجابت نمودم... [٢]
نجاشِی چون خبر پيروزِی مسلمانان را در جنگ بدر شنِید خود را بر روِی خاک انداخت. وقتِی از علّت آن سؤال کردند. گفت: در سفارشات حضرت عيسِی علِیه السلام ِیافتم كه حق خداوند بر بندگانش آن است كه چون نعمتِی به آنها برسد، براِی خدا تواضع كنند، من چون خبر پيروزِی پيامبر صلِّی الله علِیه و آله را بر دشمنانش شنِیدم براِی خدا تواضع نمودم. وقتِی گزارش اين عمل
[١] رواِیتها و حکاِیتهاِی ص: ١٠٣، داستانهاِی پراکنده، ج ٣ ص: ١٨.
[٢] بحار الأنوار، مجلسِی، محمد باقر، ط دار الاحِیاء التراث، ج ٦، ص: ٥٧٠.