جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٤٢ - ١٨ وظیفه مومن در دولت کفر
بِین مردم بر قرار كردهام. هر كس قطع رحم نمايد با من قطع رابطه كرده است.
سپس فرمود: يكى از پادشاهان بنىاسرائيل، سى سال از عمرش باقى نمانده بود، ولى چون قطع رحم كرد، خداوند عمرش را از سى سال باقِیمانده به سه سال كاهش داد. منصور در پايان گفت: منظورم همين حدِیث بود، سپس هدايايى به آن حضرت بخشِید.[١]
١٧. وصيت تاكتيكى امام صادق علِیه السلام
عصر خلافت منصور دوانيقى، دومِین خليفه عباسى بود که منصور دوانيقى در نيمه شبِی ابوايوب را طلبيد و به او گفت: اين نامه محمدبنسليمان والى مدينه است كه در آن خبر فوت امام صادق علِیه السلام را داده است، آن گاه سه بار گفت: (انا لله و انا اليه راجعون) كجا همانند امام صادق يافت مِیشود؟! با اِین همه تعرِیف و تمجِید منصور دوانيقى به ابوايوب گفت: به والى مدينه بنويس: اگر امام صادق به شخص معينى وصيت كرده که جانشِین او باشد، او را احضار كن و گردنش را بزن.
ابوايوب مِیگوِید: من نامه را به سوى مدينه فرستادم. پاسخ نامه آمد. در نامه نوشته شده بود که امام صادق به پنج نفر وصيت نموده است: ١. اول به خود خلِیفه ِیعنِی منصور دوانيقى ٢. دوم به محمدبنسليمان والى مدينه ٣. عبدالله يكى از پسرانش ٤. حمِیده مادر امام كاظم ٥. موسىبنجعفر علِیه السلام. در حقيقت وصى امام صادق علِیه السلام موسىبنجعفر علِیه السلام بود، ولى آن حضرت به جهت تقيه و در امانبودن وصِی خود اين گونه وصيت نموده بود، ضمن اِین كه عدم صلاحيت آن چهار نفر ديگر، از نظر شيعيان روشن بود. [٢]
١٨. وظِیفه مومن در دولت کفر
روزِی امام صادق علِیه السلام به ِیکِی از اصحاب خود فرمود: اى پسر نعمان! هرگاه دولت ظلم روى كار بود، با كسى كه به جهت ترس از او تقيّه مِیكنى با سلام و تحيّت و نِیکِی رفتار كن و عقِیده خود را پنهان بدار زيرا اگر کسِی در دولت ظالم تقِیّه را ترک کند و به هلاکت برسد مثل آن است
[١] مستدرک الوسائل، محدّث نورِی، مِیرزا حسِین، ج ١٥، ص: ٢٤٢، ح ٢٩.
[٢] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج ١، ص: ٣١٠.