جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٢٣ - ٣٩ اثر تقوی در کنترل نفس و رسیدن به مقامات عالیه
قال رسولالله صلِّی الله علِیه و آله : با تقواترِین مردم کسى است که در آنچه به نفع ِیا ضرر اوست،حق را بگوِید. (اَتقَى النّاسِ مَن قالَ الحَقَّ فِیما لَهُ و عَلَِیهِ) [١]
٣٩. اثر تقوِی در کنترل نفس و رسِیدن به مقامات عالِیه
دخترخاله رجبعلِی خِیاط عاشق سِینهچاک پسر خالهاش شده بود. رجبعلِی کارگر ساده خِیاطِی بود. او جوانِی زِیبا و با آبرو بود. دخترخاله او به نحوِی عاشقش بود که حاضر بود براِی رسِیدن به او همه چِیز حتِی دِینش را بدهد.
رجبعلِی با اِین که اهل رعاِیت حلال و حرام بود چندان هم از دختر خالهاش بدش نمِیآمد، اما عاشق سِینه چاکش هم نبود. دختر خالهِی عاشق، منتظر فرصتِی بود تا به کامِیابِی برسد و رجبعلِی را به گناه انداخته و نهاِیتاً به وصال او نائل شود.
اِین فرصت مهِیا شد! آن هم در روزِی که مادر رجبعلِی غذاِی نذرِی پخته بود. مقدارِی را در ظرفِی رِیخت و به رجبعلِی داد تا براِی خالهاش ببرد. رجبعلِی به در خانه خاله رسِید و در زد، صداِی دخترخاله بلند شد: کِیه؟ گفت: منم، رجبعلِی. صداِی دختر خاله را شنِید که مِیگوِید: بِیا داخل خالهات هم هست. رجبعلِی وارد شد و به دخترخاله سلام کرد. ناگهان متوجه شد که خبرِی از خاله نِیست و دخترخاله در خانه تنهاِی تنهاست! تا به خودش آمد دِید دخترخاله پشت سرش در را قفل کرد...
با خود گفت: رجبعلِی! خدا مِیتواند تو را بارها و بارها امتحان کند، بِیا ِیک بار تو خدا را امتحان کن! از اِین حرام آماده و لذتبخش به خاطر خدا بگذر. تأملِی کرد و به خدا عرض کرد: خداِیا! من اِین گناه را براِی رضاِی تو ترک مِیکنم، تو هم من را براِی خود تربِیت کن. اِین را گفت و با طرفندِی از پنجره خانه فرار کرد و برگشت.
صبح از خواب بلند شد و از خانه به قصد مغازه خِیاطِی بِیرون رفت و با کمال تعجب دِید در خِیابان برخِی را بهصورت برزخِی آنان مِیبِیند!! آرِی! چشم برزخِی رجبعلِی در اثر چشمپوشِی از گناه باز شده بود و اِین خود آغازِی شد براِی سِیر و سلوک و صعود معنوِی تا اِینکه مقامات عالِیه معنوِی را کسب نمود.[٢]
[١] امالِی(صدوق) ص: ۲۰، من لا ِیحضره الفقِیه ج ۴، ص: ۳۹۵.
[٢] برگرفته از کتاب کِیمِیاِی محبت، محمدِی رِی شهرِی.