جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٠٠ - ١ ایمان قوی عامل اصلی در رعایت تقوی
تقوِی حالت و ملکه درونِی است که بواسطه مداومت مستمرّ بر انجام واجبات و ترک محرمات در فرد اِیجاد مِیشود و بواسطه آن به راحتِی قدرت بر ترک محرمات و اتِیان واجبات را پِیدا مِیکند. امِیرمؤمنان على علِیه السلام فرمود: تقوِی حصارِی است مستحكم در برابر گناهان. (التَّقوى حِصنٌ حَصينٌ لِمَن لَجَأَ إلَيهِ)[١]
مرحوم شهِید مطهرِی رحمه الله در اِینباره مِیگوِید: نباِید تصوّر کرد که تقوا از مختصات دِیندارِی از قبِیل نماز و روزه است بلکه تقوِی لازمه انسانِیّت است. انسان اگر بخواهد از زندگِی حِیوانِی خارج شود باِید تقوِی داشته باشد. انسان همواره در بِین دو راهِی است و به سوِی دو نقطه متضاد کشِیده مِیشود.
از ِیک طرف نداِی وجدان اخلاقِی و الهام الهِی او را به سوِی خوبِیها و زِیباِیِیها سوق مِیدهد. از طرف دِیگر غراِیز درونِی و نفساماره و وسوسههاِی شِیطانِی او را به زشتِیها و گناهان سوق مِیدهد. در اِین جنگ و گرِیز تنها انسانِی مِیتواند از صحنه کشمکش و نزاع بِین عقل و شهوت، پاکِی و آلودگِی به سلامت خارج شود که خود را به سلاح اِیمان و تقوِی مجهّز کرده باشد و از جوانِی به جهاد با نفس پرداخته باشد.[٢]
١. اِیمان قوِی عامل اصلِی در رعاِیت تقوِی
تمام مردم داراى وجدان اخلاقى و فطرت انسانى هستند. همه مِیفهمند كه ظلم، خيانت، دروغ، غِیبت، بِیحجابِی و بِیحِیاِیِی... زشت و قبيح است و به عکس آن عدالت، صداقت، صفا و صمِیمِیّت... نِیکو و پسندِیده است. تنها راه خدا راه حق و مسِیر عاقبتبخِیرِی است. از اِین رو همه ميل فطرى به کمالات و پاکِیها و پِیروِی از حق دارند. ولى در مقام عمل به جهت اختِیارِی که دارند گاه به نداى فطرت پاکِ خداِیِی خود توجّه ندارند. غريزه شهوت و غضب بر آنان غلبه مِیكند مگر آن كه وجدان اخلاقى متكى به ايمان قوِی باشد.
حضرت يوسف علِیه السلام در بحبوحه جوانى و در شديدترين دوران تمايل جنسى، در معرض خطرناكترين عمل منافى با عفت قرار گرفت، زن شوهردارى عشق سوزان خود را به او ابراز
[١] غرر الحكم، شماره ۱۵۵۸.
[٢] ده گفتار، شهِید مطهرِی، ج: ١ ص: ٢٧. با قدرِی تلخِیص.