جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٩٥ - ٤ تکبعدیبودن نشانه انسانِ جاهل
كرده است. سپس فرمود، اگر بار ديگر به علم نجوم براِی مردم حکم كنى دستور مِیدهم تو را حبس كنند. [١]
٤. تکبعدِیبودن نشانه انسانِ جاهل
ربيعبنخثيم معروف به خواجه ربيع از اصحاب امِیرمؤمنان علِی علِیه السلام بود. او از زهاد ثمانيه يعنِی يكِی از هشت زاهد معروف دنيا بشمار مِیآِید. وِی در زهد و عبادت كارش به جايِی رسِید كه در اواخر عمر قبرِی براِی خود آماده كرده بود و در آن مِیخوابيد و خود را موعظه مِیکرد که اِی ربيع! يادت نرود عاقبت بايد بيايِی اينجا.
ربيع هيچ گاه سخنِی غير از ذكر خدا نمِیگفت، تنها جملهاِی كه غير از ذكر و دعا از او شنيده شد، وقتِی بود كه اطلاع پيدا كرد، عدهاِی امام حسين علِیه السلام را شهيد كردهاند، لذا در إظهار تأسّف از چنين حادثهاِی اِین جمله را گفت: واِی بر اين امت كه فرزند پِیامبرشان را شهيد كردند. بعدها از اين سخن استغفار کرد و گفت: چرا من اين چند كلمه را كه غير ذكر خدا بود بر زبان آوردم. او بيست سال از عمرش را در عبادت گذرانيد و يك كلمه هم به اصطلاح حرف دنيا نزد. در اين فاصله شاهد شهادت سه امام بزرگوار، يعنِی امام علِی امام حسن و امام حسين علِیهم السلام بود!!!همين آدم در دوران خلافت امِیرمؤمنان علِی علِیه السلام جزو سپاهيان حضرت بود.
يكروز خدمت امام رسِید و عرض كرد: يا امِیرمؤمنان من درباره اين جنگ تردِید دارم! مِیترسم اين جنگ شرعِی نباشد چون با اهل قبله و مسلمانان مِیجنگيم. خواجه ربيع چون خود را شيعه مِیدانست و نمِیخواست صريحاً با امام علِی مخالفت کرده باشد به آن حضرت گفت: يا اميرمؤمنان! من را به مأموريّتِی بفرستِید كه در آن ترديدِی نباشد. حضرت هم پذيرفت و او را به يكِی از شهرهاِی مرزِی فرستاد تا اگر جنگِی شد طرف مقابلش كفّار، مشركين و غير مسلمانان باشند! [٢]
Q نکته: مرحوم شهِید مطهرِی بعد از نقل اِین داستان مِینوِیسد: اين فرد يك نمونه از زهّاد و عبّادِی است كه در آن عصر بودند، اما اين زهد و عبادت چقدر ارزش دارد؟! هيچ ارزشِی ندارد آدم در ركاب مردِی مانند علِی علِیه السلام باشد ولِی در راه آن حضرت با آن همه سفارشات مستمرّ رسولالله صلِّی الله علِیه و آله
[١] يكصد موضوع ۵۰۰ داستان، موضوع عقل، داستان چهارم با عنوان: منجم و على.
[٢] مجموعه آثار، شهِید مطهرِی. ج٢٣، ص: ٥٠٢.