جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٨٧ - ٢٩ نتیجه یک لحظه تفکر
مراحل ششگانه فوق را طِی کرد، باِید بدون ترس و دلهره اقدام کند اگر بعد از آن معطل شود و اقدام نکند، وسواس فکرِی دارد.
خلاصه گامهاِی هفتگانه: تشخِیص کامل موضوع، تعِیِین هدف، سنجش شراِیط، عاقبتنگرِی، مشورت با دِیگران، توکل بر خدا، عزم و اراده راسخ، بدون تعلل و تاخِیر بعد از گذراندن مراحل قبل. پِیمودن گامهاِی هفتگانه در کارهاِی مهم زندگِی بهتر است بهصورت نوشتارِی و قابل توجه و بررسِی دقِیق باشد.
٢٩. نتِیجه ِیک لحظه تفکر
فضيلبنعياض يكى از دزدان معروف بود و مردم از دست او خواب راحتِی نداشتند. شبِی از ديوار خانهاى بالا رفت و روى ديوار نشست و قصد ورود به منزلِی را کرد. اتفاقاً آن خانه متعلّق به مرد مؤمنِی بود كه اهل شب زندهدارى و نماز شب و دعا و مناجات بود و در آن لحظه مشغول خواندن قرآن بود.
صداى حزين قرآن به گوش فضيل رسيد که اين آيه را تلاوت مِیكرد: (أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ)[١] آيا وقت آن نرسيده كه مدعيان ايمان، قلبشان با ِیاد خدا نرم و آرام شود؟ يعنى تا كى قساوت قلب، تا كى جرئت بر مخالفت خدا و معصِیت، تا كى پشت به خدا كردن؟ آيا وقت رو برگرداندن از گناه و رو آوردن به خدا نرسيده است؟!
فضيل همِین كه اين آيه را شنيد و در آن با عمق دل تأمّل نمود، انگار به خود او وحى شده بود، گويى مخاطب آِیه شخص او بود، همانجا گفت: خدايا! چرا چرا چرا الآن وقت توبه رسيده است!!! از ديوار پايين آمد و بعد از آن، دزدى، شراب، قمار و هر آنچه را که به آن مبتلا بود كنار گذاشت. از آلودگيها دورى گزيد، اموال مردم را تا حدى كه برايش مقدور بود به صاحبانش پس داد، حقوق الهى را ادا كرد و كوتاهىهاى گذشته را جبران نمود تا جايى كه بعدها يكى از بزرگان گرديد، نه فقط مرد با تقواِیِی شد بلكه با اِین تحوّل مربّى نمونه براى آِیندگان شد. [٢]
[١] سوره حدِید، آِیه ١٧.
[٢] مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (آزادى معنوى) ج٢٣، ص: ٥٩٠.