جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٤٢ - ١٢ تعصّب به جا نسبت به حجاب
ياران پيامبر سلام من را برسان و بگو: اگر به پيامبر آسيبى برسد و شما زنده باشيد، هرگز در پيشگاه خداوند معذور نخواهيد بود. هنوز فرستاده پيامبر از كنار سعد دور نشده بود كه روحش به سوى آسمان پر کشِید.
علاقه انسان به خود و به اصطلاح «حبّ ذات» آنچنان قدرتمند و ريشهدار است كه هيچگاه انسان از خود فراموش نمِیكند بلکه همه چيز را در راه نجات و شادمانِی خود فدا مِیکند ولى قدرت ايمان و عشق به اولِیاِی الهِی شگفت انگيزتر از آن است.
اين افسر با شهامت در سختترين لحظهها كه فاصله چندانى با مرگ نداشت، خود را فراموش كرد و به ياد وجود نازنين پيامبر افتاد و حفظ آن حضرت را عاليترين تجّلى، بقاى هدف دانست و تنها پيامِی كه به وسيله او فرستاده شد اين بود كه ياران لحظهاى از حفظ و حراست پيامبر غفلت نكنند. [١]
١٢. تعصّب به جا نسبت به حجاب
پس از حادثه خونِین عاشورا حضرت زِینب علِیها السلام و خاندان رسالت به عنوان اسِیر وارد دمشق شدند. چادران آنها را غارت کردند. هنگامِی که اهلبِیت وارد مجلس ِیزِید شدند، حضرت زِینب بر سر ِیزِید فرِیاد زد و فرمود: آِیا اِین از عدالت است که زنان و کنِیزان تو در پشت پرده باشند، ولِی دختران رسولخدا صلِّی الله علِیه و آله را بهصورت اسِیر بدون پوشش مناسب حرکت دهِی و حرمتشان را بشکنِی و نقاب از چهره آنان بردارِی. سپس فرمود: سوگند به خدا تو در قِیامت نزد رسولخدا در حالِی محشور خواهِی شد که بار سنگِینِی از گناه بر گردن دارِی. اول: گناه رِیختن خون اهلبِیت علِیهم السلام. دوم: گناه هتک حرمت آنها، در قِیامت عزت ما و ذلت خود را خواهِی دِید.
Q نکته: اِین فراز از تارِیخ عاشورا بِیانگر آن است که خاندان رسالت در رعاِیت حرِیم حجاب بسِیار حساس بودند به طورِی که برداشتن حجاب از سر را در کنار گناه عظِیم رِیختن خونشان قرار داده و شدِیدا به ِیزِید اعتراض نمودند.
[١] السِیرة النبوِیه، ج۲، ص: ۱۲۵.