جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢١٤ - ٢٣ رسم بندگی
مرگ را نمِیشناسى؟ سپس به آن مرِیض رو کرد و فرمود: اگر بدنت كثيف باشد و مرتّب تو را آزار دهد و يا در اثر جراهات، خونِی شده باشد و بدانى كه غير از رفتن به حمّام و شستن بدن چارهاى ندارى، چه مِیکنِی؟ مريض عرض کرد: حمّام رفته و خود را از آن ناراحتى و اندوه نجات مِیبخشم.
امام هادى فرمود: مرگ نيز براى مؤمن همانند حمّامِی است كه او را از گناهان پاك مِیکند. مرگ آخرين لحظات ناراحتى مؤمن در دنِیا است. همِین كه مؤمن از اين دنيا به جهان ديگر مِیرود، از هر ناراحتى و غصّهاى نجات يافته و در شادمانى و آسايش كامل به سر خواهد برد. بعد از اين سخن، مريض تسليم مقدّرات الهى شد و ديگر شكوه و شکايتِی نكرد و پس از لحظاتى جان به جان آفرين تسليم كرد. [١]
٢٣. رسم بندگِی
مردِی نيكوكار به بازار رفت تا غلامِی بخرد غلامِی را به او عرضه كردند. به آن غلام گفت: نام تو چيست؟ گفت: فلان، خريدار گفت: چه كارهاى؟ غلام گفت: فلان، شخص خريدار به برده فروش گفت: من اين غلام را نمِیخواهم، غلام ديگرى بياور. غلام ديگرى را آورد. مرد خريدار به آن غلام گفت: نام تو چيست؟
غلام گفت: هر نامِی كه تو بگذارى. مرد گفت: خوراكت چيست؟ غلام گفت: آنچه تو عطا كنى، مرد دوباره گفت: چه لباسى مِیپوشى؟ غلام گفت: هر لباسى كه تو به من بپوشانى، مرد گفت: چه كاره هستى؟ غلام گفت: هر دستورى كه تو بفرماِیى. مرد گفت: چه چيز را اختيار مِینماِیى؟ غلام گفت: من بنده هستم بنده كه از خود اختيارى ندارد. مرد گفت: اين بنده حقيقى است و اين بنده را بايد خريد!!حالِ ما هم در مقابل خالق هستِی بايد همانند اين بنده، باشد.[٢]
Q نکته: اگر انسان باور داشته باشد که آنچه خداوندبراِی بندهاش مقدّر نموده خِیر او در آن است، در هر حال راضِی و تسلِیم به مقدرات الهِی خواهد بود. در حدِیث قدسِی آمده است: (اِنّ
[١] معانِی الأخبار، ص: ٢٩٠، ح ٩.
[٢] تفسِیر آسان، محمدجواد نجفِی، ج ١، ص: ٢١.