جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٥٨ - ١ غرور و خود بینی
پنجم: صفات ناپسند و باورهاِی غلط
صفاتِی که در وجود انسان ملکه و عادت شده و نِیز باورها و اعتقادات فرد در ضمِیر ناخودآگاه در رفتارهاِی انسان اثرگذار است. باورها مجموعهاِی از افکار، دِیدگاهها، طرز فکرهاِیِی هستند که در ذهن بهصورت سازمان ِیافته و پذِیرفته شده درآمده و موجب بسِیارِی از رفتارهاِی انسان مِیشود.
١. غرور و خود بِینِی
ابنمقفع از افراد با هوش عصر خود بود و از نظر عقل و هوش، نسبت به افراد عادى برترى چشمگِیرِی داشت. او در سن جوانى، بر اثر هوش سرشارِی که داشت به فرا گرفتن پارهاى از علوم موفق گرديد و توانست بعضى از كتب علمى را به زبان عربى ترجمه نمايد، ولى برترى هوش و استعداد زِیاد، وى را مغرور كرد و در رفتارش اثر نامطلوب گذاشت تا جاِیِی که مردم را تحقير مِیکرد و آنان را خوار و بِیمقدار مِیپنداشت و با كلمات زننده و بِیادبانه آنان را تحقير مِیكرد و بذر كينه و دشمنى در نهادشان مِیافشاند. سفيانبنمعاويه كه از طرف منصور دوانقى فرماندارى بصره را به عهده داشت، از كسانى بود كه مكرر مورد تحقير او قرار گرفته بود.
سفيان بينى بزرگِی داشت. هر وقت ابنمقفع به فرماندارى مِیآمد، در حضور مردم با صداى بلند بهصورت تثنِیه سلام مِیگفت: «سلام عليكما» يعنى سلام بر تو و بينى بزرگت! او را به اين طرز سلام كردن، تحقير مِینمود.
گاهى سفيان را به جهت لکنت زبان و گاهى او را به نام مادرش تحقير مِیکرد و در حضور مردم مِیگفت: اى پسر زن شهوتپرست! روزى از روى تمسخر از او پرسِید: اگر كسى بمِیرد و از او زن و شوهرى باقى بماند، ارثش چگونه تقسيم مِیشود؟ اِین امور باعث برانگختهشدن كينه سفيان شد و خود را براى انتقام و تلافىکردن اهانتهاِی او تحرِیک کرد. اتفاقاً در آن اوقات منصور دوانيقى طِی نامهاِی به سفيان حاكم بصره دستور داد که ابنمقفع را تنبِیه کند. سفيان كه مدتها از سخنان ابنمقفع خشمگِین شده بود، دستور داد ابنمقفع را به اتاقى بردند.